نمونه هاى ايثار حضرت مسلم(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٦ - تحول خطرناك

ابن زياد از هانى خواست تا مسلم را تحويل دهد، و زمانيكه تكذيب نمود، معقل با او روبرو گرديد و مجبور شد تا اعتراف نمايد ولى تأكيد كرد كه او را تحويل نخواهد داد و گفت: بخدا سوگند او را تحويل نخواهم داد، تصور مى‌كنى كه بايد ميهمان را تحويل دهم تا او را به قتل برسانى!!

ابن زياد دستور داد تا وى را نزديك بياورند. سپس او را تهديد نمود و گفت: بخدا اگر او را تحويل ندهى، گردنت را خواهم زد، هانى پاسخ داد بخدا سوگند پس خواهى ديد كه پيرامون كاخت شمشيرها زياد خواهد شد، ابن زياد گفت: از شمشير مرا مى‌ترسانى!! سپس با چوب خيزران به سر و صورت او كوبيد تا اينكه بينى او شكست و خون بر سر و صورت وى جارى گرديد. هانى با حركتى سريع، شمشيرى را كه در نيام يكى از نگهبانان بود، بدست آورد و ميخواست بدين وسيله از خود دفاع كند.

ابن زياد گفت: با اين كار از دين خارج شدى و خون تو مباح است.

پس از مدتى هزاران نفر از افراد قبيله هانى، دارالاماره ابن زياد را محاصره كردند. ولى ابن زياد شريح قاضى را كه نقش بسيار كثيفى در تحكيم حاكميّت ديكتاتورى بنى‌اميه و مخالفت با حركت رهايى‌بخش مسلم بن عقيل داشت، مأمور كرد تا از ظاهر دينى خود استفاده كند و به آنان اطلاع دهد كه هانى زنده است و هيچ خطرى او را تهديد نمى‌كند!!