ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٩
[مقدمه جلد اول]
باسمه تعالى
سيره تفسيرى استاد علامه طباطبائى (قده)
تفسير قرآن كريم در گرو معرفت آنست و چون شناخت آن درجات گوناگونى دارد، بنا بر اين تفسير آن نيز مراتب مختلف خواهد شد.
بعضى قرآن را در اثر اتحاد با حقيقت آن مىشناسند، مانند پيامبر اكرم ٦ و اهل بيت عصمت : كه بمنزله جان رسول خدايند[١] «(نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ)»[٢] وقتى حقيقت كلام خدا بر روح رسول اكرم ٦ تنزل يافت و يا آن حضرت در قوس صعود به ملاقات حقيقت وحى نائل آمد «(وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ)»[٣] براى آن حضرت جاى هيچگونه ابهام نخواهد بود و با دريافت آن حقيقت كه خود عين معرفت مىباشد كلام الهى بطور كامل شناخته خواهد شد.
بعضى ديگر قرآن را در اثر مشاهده جمال و جلال آن در خود، شناخته و مىشناسند كه تبيين آن كشش خاص، براى كسى كه از آن بارقه سهمى و از آن نفحه نصيبى ندارد ميسور نيست.
گروه سوم قرآن را با بررسى ابعاد گوناگون اعجاز وى شناخته و مىشناسند كه اكثريت قرآن شناسان از اين دستهاند.
شناخت دسته اول همانند برهان صدّيقين در معرفت خداوند سبحان است كه از ذات
[١](فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ).
[٢] سوره شعراء آيه ١٩٣.
[٣] سوره نمل آيه ٦.