ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٧
نه در امر دوم تيرگى رخنه مىكند بلكه با نورافكن نيرومند وحى به جهانيان فهمانيده كه دست همگان به كنه قرآن نمىرسد و تنها پاكانند كه به كنه آن مىرسند.
يكى ديگر از آيات روشن كلام اللَّه اينست كه هر چه پيامبر اكرم ٦ شما را به آن امر نمود بگيريد و از هر چه شما را از آن نهى نموده است دورى نمائيد[١] بطورى كه در اين ارجاع هيچگونه ابهامى وجود ندارد.
يكى ديگر از آيات واضح كتاب الهى آنست كه رسول اللَّه ٦ را بعنوان مبيّن حدود و جزئيّات قرآن كريم معرفى مىنمايد «(وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ)»[٢].
بنا بر اين خود قرآن كه نور مبين است در كمال وضوح پيامبر اكرم ٦ و اهل بيت عصمت و طهارت : را مرجع فهميدن معارف و حدود قوانين و مانند آن قرار داده و چون حجّيت كلام خداوند ذاتى است مىتواند دليل اعتبار سخن و سنّت معصومين : واقع شود پس قرآن كه حجّت بالذات است سند حجيّت سنّت خواهد بود و هرگز نمىتوان با قطع نظر از سنّت معصومين : به همه حدود و احكام الهى راه يافت و به معارف قرآن كريم آشنا شد چه اينكه آيات گسترده قرآن كريم نسبت به يكديگر هماهنگ و منسجماند و هرگز نمىتوان آيه را با قطع نظر از آيات ديگر معنا كرد بلكه با توجه به سراسر قرآن كريم بايد آيه مورد بحث را معنا نمود كه اگر در بين آيات ديگر دليل يا مؤيّدى براى آيه محلّ بحث وجود داشت در استدلال يا استمداد مورد نظر قرار گيرد و اگر در بين آنها دليل يا تأييد يافت نشد آيه مورد بحث طورى تفسير نشود كه با معناى آيه ديگر مناقض باشد زيرا هيچگونه اختلافى را در حريم قرآن كريم راه نيست «(لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً)»[٣] و چون قرآن كريم در كمال وضوح به براهين عقلى ارج مىنهد و خود نيز براى تبيين معارف الهى ادلّه قاطع اقامه مىكند خود سند حجيّت عقل هم خواهد بود لذا هرگز نمىتوان با قطع نظر از براهين عقلى آيه مورد بحث را معنا كرد با اين تحليل كوتاه ميتوان روش تفسيرى حضرت استاد قدس سره را
[١] سوره حشر آيه ٧.
[٢] سوره نحل آيه ٤٤.
[٣] سوره نساء آيه ٨٢.