مناسك حج - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥
«وَجَعَلَ فِيهِ الإِجْتِماعَ مِنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لِيَتَعارَفُوا وَلِتُعْرَفَ آثارُ رَسُولِ اللّهِ وَتُعْرَفَ أَخْبارُهُ وَلا تُنْسى وَلَوْ كانَ كُلُّ قَوْم إِنَّما يَتَّكِلُونَ عَلى بِلادِهِمْ وَما فِيها هَلَكُوا وَخَرِبَتِ الْبِلادُ وَسَقَطَ الْجَلْبُ وَالأَرْباحُ وَعَمِيَتِ الأَخْبارُ وَلَمْ يَقِفُوا عَلى ذلِكَ وَذلِكَ عِلَّةُ الْحَجِّ».[١]
«در سرزمين مكّه، اجتماعى از مردم مشرق و مغرب زمين پديد مى آيد تا يكديگر را بشناسند و با آثار رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) (تعاليم و احاديث) آشنا شوند، و اگر هر گروهى به آنچه خود داشتند، اكتفا مى كردند، نابود مى شدند، و آبادى ها رو به ويرانى مى نهاد و تجارت و بازرگانى به تباهى مى گراييد. اخبار و گزارشها به دست مردم نمى رسيد».
امام در اين حديث، به برخى از آثار ارزشمند حج اشاره مى كند كه تنها به بيان رؤوس آنها اكتفا مى كنيم:
١. شناخت مسلمانان از يكديگر
٢. شناخت آثار و تعاليم رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم)
٣. بهره گيرى از منافع اقتصادى حج ، زيرا اگر هر كسى به آنچه كه در اختيار دارد، اكتفا نمايد، چرخ زندگى از حركت مى ايستد، و تبادل كالا و خدمات در ميان اجتماعات مختلف، اساس زندگى است.
٤. تبادل اخبار و آگاهى ها، زيرا هر گروهى از نقطه اى در آنجا جمع شده و مى توانند يكديگر را از نقاط قوت و ضعف خود آگاه سازند.
***
[١] بحارالأنوار، ج٩٩، ص ٣٣، نقل از علل الشرائع صدوق.