احکام ویژه بانوان - فرازی، صادق - الصفحة ٢٥ - فلسفه تفاوتهای زن و مرد در طبیعت
مشهور فرانسوى، در كتاب خود با عنوان انسان موجود ناشناخته با اشاره به اين حقيقت مىنويسد:
به علت عدم توجه به اين نكته اصلى و مهم (تفاوتهاى طبيعى مرد و زن) است كه طرفداران نهضت زن فكر مىكنند كه هر دو جنس مىتوانند يك قسم تعليم و تربيت يابند و مشاغل و اختيارات و مسؤوليتهاى يكسانى به عهده بگيرند. زن در حقيقت از جهات زيادى با مرد متفاوت است. يكايك سلولهاى بدنش، همچنين دستگاههاى عضوى و مخصوصا سلسله عصبى، نشانه جنس او را بر روى خود دارد. قوانين فيزيولوژى نيز همانند قوانين جهان ستارگان، سخت و غير قابل تغيير است و ممكن نيست تمايلات انسان در آنها راهى يابد. ما مجبوريم آنها را آن طورى كه هست بپذيريم. زنان بايد به بسط مواهب طبيعى خود در جهت و مسير سرشت خاص خويش بدون تقليد كوركورانه ازمردان بكوشند. وظيفه ايشان در راه تكامل بشريت خيلى بزرگتر از مردها است و نبايستى آن را سر سرى گيرند و رها كنند ... نبايستى براى دختران جوان نيز همان طرز فكر و همان نوع زندگى و تشكيلات فكرى و همان هدف و ايده آلى راكه براى پسران جوان در نظر مىگيريم معمول داريم. متخصصان تعليم و تربيت بايد اختلافات عضوى و روانى جنس مرد و زن و وظايف طبيعى ايشان را در نظر داشته باشند و توجه به اين نكته اساسى در بناى آينده تمدن ما حائز كمال اهميت است. [١]
اكنون سؤالى كه پيش مىآيد اين است كه چرا خداوند زن و مرد را در استعدادهاى جسمى و روانى متفاوت آفريده و طبيعت آنها را همسان قرار نداده است؟
برخى اصرار دارند كه تفاوتهاى زن و مرد را در طبيعت و استعدادهاى جسمى و روانى، به حساب ناقص بودن زن و كامل بودن مرد بگذارند و چنين وانمود كنند كه قانون طبيعت بنابر مصلحتى زن را ناقص آفريده است؛ در حالى كه از نظر اسلام، تفاوتهاى طبيعى زن و مرد تناسب است نه نقص و كمال. قانون خلقت خواسته است با اين تفاوتها تناسب بيشترى ميان زن و مرد بيافريند. در واقع، خلقت انسان با دو طبيعت متفاوت، از عجيب ترين شاهكارهاى خلقت و گواه بر تصادفى نبودن خلقت است.
[١] انسان، موجود ناشناخته، دکتر کارل، ترجمه دکتر پروِیز دبِیرِی، ١٣٥٤، ص ١٠١-١٠٤