تاريخ زندگانى امام عسگرى(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٣١
در همين حال كه ما مشغول گفتگو بوديم، ابو محمّد (ع) همراه خدمتكارش بيرون آمد و چون به مقابل ما رسيد، به آن جوانى كه در كنار من بود نگريست و فرمود: تو غفارى هستى؟ گفت:
بلى. فرمود: مادرت «حمدويه» چه مىكند؟ گفت: خوب است. امام (ع) به راه خود ادامه داد. به جوان گفتم: آيا تا كنون او را ديده بودى و پيش از اين او را به اين قيافه مىشناختى؟ گفت: نه.
گفتم: پس اين برهان برايت سودمند است؟ گفت: كمتر از اين نيز. «١» مسأله تبيين نشانههاى امامت براى افراد، نزد امام (ع) از چنان اهميتى برخوردار بود كه «ابو هاشم»- يكى از ياران امام (ع)- مىگويد:
هيچ گاه بر امام هادى و امام عسكرى عليهماالسّلام وارد نشدم، مگر آنكه نشانه و دليلى بر امامت از آنان ديدم. «٢» اتّخاذ موضع منفى در برابر دستگاه خلافت عباسى پيشواى يازدهم (ع) هر چند در مقايسه با دوران امامان پيشين حتّى پدر بزرگوارش با شرايط دشوارتر و محدوديّتهاى بيشترى رو به رو بود، تاريخ زندگانى امام عسگرى(ع) ٣٧ الف - از طريق وكلا ص : ٣٧ ولى همان سياست منفى پدر ارجمندش را در برابر دستگاه خلافت عباسى دنبال كرد و در هر فرصت و به شكلهاى مختلف، موضع منفى خود را در برابر حكومت عباسيان ابراز داشته، ياران خود را از همكارى با آنان برحذر مىداشت. اينك دو نمونه روشنگر اين موضع:
١- بنابر نقل «صيمرىّ» از «محمودى» امام عسكرى (ع) در هنگام خروج از زندان معتمد اين آيه شريفه را مىخواند:
«يُريدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْكَرِهَ الْكافِرُونَ» «٣» مىخواهند نور الهى را با دهانهاى خود خاموش كنند، در حالى كه خداوند نور خود را به اتمام مىرساند، هر چند كافران خوش نداشته باشند. «٤»