تاريخ زندگانى امام عسگرى(ع)

تاريخ زندگانى امام عسگرى(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٥٠

نگه‌داشتن فرزند عزيزش از تعرض دشمنان و منحرف‌كردن افكار آنان، پيش از رحلتش وصيّت خود را نوشت و بدون اينكه اسمى از حضرت مهدى (عج) ببرد مادر خود «حديث» را وصىّ خويش قرار داد و در اين مسأله از جدّش حسين بن على (ع) كه پيش از شهادتش خواهر خود حضرت زينب (س) را وصىّ خويش قرار داد پيروى كرد. «١» امام (ع) در سخنان ديگرى كه با ياران خاص خود داشت، بطور مكرّر به وصايت و جانشينى فرزندش مهدى (عج) تصريح مى‌كرد. «٢» ليكن در جريان نوشتن و صيّت‌نامه‌اش كه لازم است شخصيّتهاى مملكتى و وابسته به دربار از مضمون آن آگاهى پيدا كرده و پاى آن را گواهى كنند، نامى از وصىّ واقعى خود نمى‌برد و مادرش را وصىّ و متصدّى اوقاف و صدقات خود معرفى مى‌كند و اگر جز اين مى‌كرد، نقض غرض حاصل مى‌شد.
٤- معرفى به خواصّ: دومين رسالت امام عسكرى (ع) در ارتباط با فرزند گراميش، نشان دادن آن آخرين شكوفه معصوم بستان محمّدى به شيعيان و معرّفى وى به عنوان جانشين خويش است كه به دو شكل حضورى و مكاتبه‌اى صورت مى‌گرفت.
- ابو غانم، خدمتگزار امام (ع) مى‌گويد:
براى امام عسكرى فرزندى متولد شد. او را محمّد ناميد و در سوّمين روز ولادتش او را به ياران خود نشان داد و فرمود: اين، بعد از من صاحب شما و جانشين من در ميان شماست «٣» احمد بن اسحاق مى‌گويد:
به محضر امام عسكرى (ع) رسيدم تا از جانشين وى بپرسم. امام (ع) آغاز به سخن كرد و فرمود: اى احمد بن اسحاق! خدا از روزى كه آدم را آفريد تا روز برپايى قيامت، زمين را بدون حجّت نگذاشته و نخواهد گذاشت. در پرتو وجود او بلا را از زمين دفع مى‌كند، باران را فرو مى‌فرستد و بركتهاى زمين را خارج مى‌كند.
عرض كردم: اى پسر رسول خدا! امام و جانشين پس از شما كيست؟
امام (ع) به اندرون رفت و پسر بچه سه ساله‌اى را كه چهره‌اش همچون ماه شب چهارده‌