تاريخ زندگانى امام جواد(ع) - حسینی شاهرودی و رفیعی - الصفحة ١٣
مقدمه افراد و گروههاى غير مسلمان، شايد لزوم چندانى براى شناخت رهبران گذشته خود احساس نكنند. امّا براى ما مسلمانان بخصوص شيعيان كه رهبران خويش را معصوم و راهنما از جانب خداوند دانسته و پيروى ايشان را بر خود فرض مى شماريم.
شناخت عميق و تحليلى از زندگانى هر يك از امامان عليهم السلام گنجينه گرانبهايى است كه مى تواند چراغ هدايت راه ما قرار گيرد.
پيامبر گرامى اسلام (ص) آن بزرگواران را عِدل قرآن معرفى كرده و همراهى با آنان را براى نجات از گمراهى لازم شمرده است. آن حضرت مى فرمايد:
«انى تارِكٌ فِيكُمُ الِثّقْلَيْنِ كِتابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتى ماانْ تَمَسَكْتُمْ بِهِما لَنْ تَضِلُّواابَدا» «١» من دو چيز گرانبها را در ميان شما گذاشتم، كتاب خدا و عترتم؛ تا زمانى كه به آن دو تمسك جوئيد گمراه نمىشويد.
از اين روايت استفاده مىشود كه همچنان كه شناخت قرآن و عمل به آن بر مسلمانان لازم است آگاهى از زندگانى و سيره امامان عليهم السلام نيز جهت پيروى در زندگى فردى و اجتماعى ضرورى است.
امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
«انَّا لانَعُدُّ الرَّجُلَ مُؤْمِناً حَتَّى يَكُونَ بَجَميعِ امْرِنا مُتَّبِعاً مُرِيداً» «٢» ما فرد را مؤمن نمىشماريم مگر زمانى كه در همه امور، پيرو و مريد ما باشد.
البته بايد توجه داشت كه شناخت زندگى امامان عليهم السلام نياز به دقت و ژرفنگرى دارد؛ زيرا دشمنان مكتب امامت پس از در گذشت رسول خدا (ص) ائمه (ع) را همواره از منصب رهبرى امت دور نگاه داشته بودند و برنامه ريزيهاى آنان بگونهاى بوده است كه امامان (ع) از مردم جدا باشند و مكتب و افكارشان در جامعه منتشر نگردد.