تاريخ زندگانى امام جواد(ع) - حسینی شاهرودی و رفیعی - الصفحة ٨٧
«على بن جعفر» عموى پدر امام جواد (ع) نيز با آنكه از نظر سنى بسياربزرگتر از پيشواى نهم بود و از نظر فضل و مراتب علمى و كمالات معنوى نيز در حد بالايى قرارداشت، دربرابر امام جواد (ع) آنچنان تواضع و فروتنى مىكرد كه گاه مورد اعتراض ديگران قرار مىگرفت. «١» يكى از فرزندان امام كاظم (ع) به نام حسن مىگويد:
من در مدينه خدمت امام جواد (ع) بودم، على بن جعفر نيز حضور داشت. طبيب آمد تا امام (ع) را نيشتر بزند. على بن جعفر برخاست و گفت: سرور من! اجازه دهيد نخست از من شروع كند تا پيش از شما من تيزى آهن را بچشم.
(طبي تاريخ زندگانى امام جواد(ع) ٩١ ٢ - محدثان و مورخان اهل سنت ص : ٩١ ب از اين برخورد تعجب كرد) من به او گفتم: او عموى پدر ابوجعفر است. سپس رگش را زد و بعد از او امام (ع) را نيشتر زد.
هنگامى كه امام (ع) برخاست برود، على بن جعفر كفشهاى آن حضرت را جفت كرد. «٢» در روايتى ديگر، على بن جعفر در جواب مردى كه از جانشينى امام رضا (ع) پرسيد، جواب داد:
- فرزندش ابوجعفر.
- تو با اين سن و سال و مقامى كه دارى و فرزند جعفر بن محمد هستى، چنين سخنى در مورد اين پسر مىگويى!؟
- من تو را جز شيطان نمىبينم.
سپس محاسن خود را گرفت و دستها را به آسمان بلند كرد و گفت: چه مىتوان كرد وقتى خداوند اين (كودك) را براى منصب امامت شايسته يافته ولى (صاحب) اين محاسن سفيد را شايسته آن ندانسته است. «٣» ٣- زيارت و صلوات امام جواد (ع)
در زيارت و صلوات مخصوص آن حضرت كه مرحوم محدث قمى از شيخ مفيد نقل مىكند درباره جلالت و عظمت شأن آن بزرگوار آمده است:
سلام بر تو اى ابا جعفر كه بزرگوار و پرهيزكار و پيشواى وفادارى، سلام بر تو اى شخص