انتظارات امام از سپاه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٣
منصبند يك امرى را گفتند، اينها اجرا نكنند اگر اين طور باشد انسجام از بين مىرود. آن وقت خداى نخواسته اگر يك امرى پش بيايد نمىتوانيد شما مقابله كنيد. شما قواى مسلّحه از ژاندارمرى گرفته تا ارتش تا شهربانى تا پاسدارها، همه اگر چنانچه منظّم نباشيد و سلسله مراتب ملاحظه نشود اين اسباب اين مىشود كه افرادى باشند يك يك. ژاندارمرى وقتى مىتواند خدمت بكند، ارتش وقتى مىتواند خدمت بكند كه اجتماع توى كار باشد. يك يك افراد كه كار ازشان نمىآيد، اين يك يكها وقتى متّصل به هم شدند و يك نظمى داشت مىتوانند كار انجام بدهند، امّا اگر يك يك، يكىهايى باشند كه باهم منسجم نيستند يا نظم ندارند، اينها علاوه بر اينكه كارى ازشان نمىآيد اخلال هم مىكنند.
بايد توجه داشته باشيد كه امروز شما خدمتگزار اسلام هستيد و بايد براى خدا كار بكنيد و امر خداست كه بايد اين مسائل را با دقّت ملاحظه كنيد و نظم را حفظ كنيد و سلسله مراتب را حفظ بكنيد. «١» اگر يك ارتشى با هرج و مرج بخواهد مواجه باشد و بپذيرد اين هرج ومرج را، معنايش اين است كه ارتش نيست، هيچ امكان ندارد كه او بتواند با يك قدرتى هر چه هم باشد مقابله كند. اگر نتواند ارتش خودش را اصلاح كند وقدرت خودش را و پيوند خودش را و نظمى كه در باطن بايد باشد اين را ايجاد بكند اين نمىتواند در مقابل غير، هر غيرى باشد، مقاومت كند. «٢» ... بر سپاه است كه حفظ نظم را و انتظامات را بكند و به مراتب بالاتر گوش كند وبا يك برنامه صحيحى كه شوراهايشان تنظيم مىكنند آنها هم عمل كنند وخودشان را موظّف بدانند بر اينكه بايدهمه سرباز اسلام باشند وبايد همه مراعات نظم را بكنند همه فرمان فرماندهان را اطاعت كنند كه اگر اين نظم و انتظامات فرماندهى و فرمانبردارى نباشد، خداى نخواسته سپاه موفق به مقصد اصلى خودش نخواهد شد. «٣»