انتظارات امام از سپاه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤
ازهيچ كس توقّع نداشته باشيد، نظرتان هم به هيچ كس نباشد و غيرازآن يك قدرت هم هيچ چيزى نشناسيد. همه اوست، همه، هر چه هست آنجاست. «١» ج- توجّه به آخرت برادرها، اينجا يك منزلى است كه شماها هستيد، از منزل بايد برويد، اين خرقه را بايد تهى كنيد. زود ودير دارد، امّا اين طور نيست كه نباشد، ممكن است يك نفر صدسال هم زنده باشد، لكن خواهد رفت. آيا وقتى مىرود در نور وارد مىشود يا در ظلمت. ميزان همين جااست. شما كه پاسدارهاى اسلام هستيد، رفقايتان پاسدار اسلام هستند، ببينيد كه اغراض (دنيوى) هست كه شما را وادار كرده به اينها و هر روز بهانهاى مىگيريد ويك كار خداى نخواسته انحرافى مىكنيد يا نه. شما يك راه مستقيم و صراط مستقيم را داريد مىرويد و انحرافى از اين طرف و آن طرف نيست. «٢» د- مزد خواهى از خدا اين چيزهايى كه در دنيا است، اجرِ اين نيست كه شما جانتان را فدا كرديد و در طبق اخلاص گذاشتيد. حالا عوض اين كه جانتان را فدا كرديد، يك خانه مىخواهيد؟ يك دكّان مىخواهيد؟ يك پُست مىخواهيد؟ اصلًا چيزى هست كه عوض اين باشد؟! كسى كه همه چيزش را، خودش را، جوانش را فدا كرده است حالا بيايد و بگويد كه يك خانه بدهيد عوض اين. اين اصلًا عوض ندارد؟! اين فداكارى است، جز خدا كسى نمىتواند عوض بدهد، اگر همه اين دنيا را به شما بدهند عوض نيست. «٣» نرويد دنبال آمال و آرزوها و مسائل ديگرى كه پست و شيطانى است، بايد علوّ همّت داشته باشيد، همان طورى كه مىخواستيد جانتان را فدا كنيد، بالاترين علوّ همّت بود، حالا هم علوّ همّت پيدا بكنيد. «٤»