انتظارات امام از سپاه

انتظارات امام از سپاه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧

بنمايد، كم كم نفس عادت مى‌كند و مرتاض مى‌شود و از چموشى بيرون مى‌آيد و سختى تحمّل مشاق بر آن آسان مى‌شود و از براى نفس ملكه را سخه نوريّه پيدا مى‌شود كه به واسطه آن از مقام صبر ترقّى مى‌كند و به مقامات عاليه ديگر نايل مى‌شود. بلكه صبر در معاصى، منشأ تقواى نفس شود و صبر در طاعات منشأ انس به حق گردد و صبر در بليّات منشأ رضا به قضاى الهى شود و اينها از مقامات بزرگ اهل ايمان، بلكه اهل عرفان است ... صبر كليد ابواب سعادات و سر منشأ نجات از مهالك است بلكه صبر بليّات را بر انسان آسان مى‌كند و مشكلات را سهل مى‌نمايد و عزم و اراده را قوّت مى‌دهد و مملكت روح را مستقل مى‌نمايد.
و جزع و بى تابى علاوه بر عارى كه خود دارد و كاشف از ضعف نفس است، انسان را بى ثبات و اراده را ضعيف و عقل را سست مى‌كند.
جناب محقّق خبير خواجه نصير قدّس اللّه سره فرمايد:
«و هو- أى الصَّبْرُ- يَمْنَعُ الباطِنَ عَنِ الْاضْطِرابَ، واللِّسانَ عَنِ الشَّكايَةِ وَ الأَعْضاءَ عَنِ الحَرَكاتِ الْغَيْرِالْمُعْتادَةِ» يعنى صبر جلوگيرى مى‌كند باطن را از بى‌تابى و زبان را از شكايت و اعضاء را از كارهاى خلاف عادت و به عكس، انسان غير صابر، باطن و قلبش مضطرب و وحشتناك است و دلش لرزان و متزلزل است. و اين خود بليه ايست فوق بليّات و مصيبتى است بالاترين مصيبتها، كه سربار انسان مى‌شود و راحتى را از انسان سلب مى‌كند. امّا صبر تخفيف مى‌دهد مصيبت را، و قلب غالب مى‌شود بر بليّات، و اراده قاهر مى‌شود بر مصيبات وارده، و همين طور انسان غير صابر و بى شكيبا، زبانش به شكايت پيش هر كس و ناكس باز مى‌شود. و اين علاوه بر رسوايى پيش مردم و معروفيّت به سست عنصرى و كم ثباتى وافتادن از نظر خلق، پيش ملائكةاللّه و در درگاه قدس ربوبيّت از ارزش مى‌افتد. «١» ب- آثار اجتماعى استقامت‌