انتظارات امام از سپاه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٥
يكى از مسائلى كه دست خارج در آن هست و شياطين داخلى، اين است كه انتظامات را وادار كنند كه محفوظ نباشد وبه هم بخورد. در كميتهها، در انجمنهاى اسلامى كه در همه سطح كشور هست و در دادگاههاو پيش پاسدارها و پاسبانها و قواى مسلّح ديگر يك جور تزريقاتى مىشود كه نتيجه آن تزريقات و تبليغات اين است كه انسجام ملّت را از دستش بگيرد و ملّت ما را معرّفى كند به دنيا كه اينها اصلًا تحت هيچ نظامى نيستند، اينها نظام ندارند، اينها حكومت جنگلى دارند تا اينكه مصحّح پيدا بشود پيش ابر قدرتها براى اينكه يك «ولّى» اى براى ما بفرستند. «١» خارجيها مىخواهند كه ما اينطور باشيم كه هيچ نظمى نداشته باشيم و مثل جنگل با هم رفتار بكنيم تا اينكه بهانه به دست بياورند كه اينها احتياج دارند كه اينجا قيّم بر ايشان معيّن كنند. «٢» ب- عدم منافات انقلاب با اجراى نظم خيال نكنند كه اطاعت از مافوق، خير، اين طاغوتى است، خير اطاعت از مافوق در جمهورى اسلامى و در لشكر اسلام حكم اسلام است، حكم خداست. اطاعت از فرماندارها (فرماندهان) كه به يك تعبير اولىالامر هستند اين در قرآن واجب شمرده مىشود و واجب است اين. «٣» گمان نكنند سربازان كه حالا كه انقلاب شد ما بايد اطاعت نكنيم.
اسلام اطاعت فقيه را واجب دانسته است و من امر مىكنم به شما كه اطاعت كنيد از مافوقهاى خود و حفظ نظام را بكنيد. «٤» همچو گمان نكنيد كه حالايى كه ما انقلاب كرديم بايد نظام هم به هم بخورد. نه اين طور نبايد باشد، انقلاب كرديد لكن اين نظام از اوّل در اسلام بوده است و حالا هم بايد باشد كه با نظم امور انجام مىگيرد. «٥»