انتظارات امام از سپاه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٢
ضعيف خواهد شد، اسلام ضعيف خواهد شد. «١» ب- نظم عامل انسجام و بى نظمى عامل تفرقه و ضعف قواى مسلّح اگر چنانچه يك قواى مسلّحهاى بىانظباط باشد يعنى اگر چنانچه فرمانده حكم كرد، اجرا نكند، ... اگراين طور باشد انسجام از بين مىرود. «٢» نظم داشته باشيد، هر اجتماعى با انتظامات مىتواند رشد بكند مثلًا اگر بنا باشد كه نظاميها آن وضع نظامشان از دست برود نمىتوانند كارى انجام بدهند اگر پايين دستها از آن بالا دستها اطاعت نكنند آشفته مىشود، انسجام پيدا نمىكند. اگر بنا باشد كه مثلًا پاسدارها براى خودشان يك سرپرستى كه اطاعت از آن بكنند نباشد، اطاعت نكنند و يا از مركزى كه بايد اطاعت كنند اطاعت نكنند و همين طور خودشان هر كارى دلشان مىخواهد بكنند اين تفرقه حاصل مىشود، اين همان است كه پاسدارها را و هرقواى اجتماعى را به تفرقه مىكشد، مجتمع وقتى كه روى يك نظام حركت بكند كارها را از پيش مىبرد وقتى متفرق بشود يكى از اين طرف بكشد، يكى از آن طرف بكشد اين تفرقه حاصل مىشود، تفرقه كه حاصل مىشود، تفرقه كه حاصل شد نمىتوانندكار انجام بدهند. شما براى خدا تا حالا كار را رسانديد به اينجا و براى خدا از اين به بعد هم با هم باشيد، بايك نظام باشيد، يك اطاعت، مورد اطاعت اشخاص كه مثلًا بزرگترند يا قرار داده شدهاند براى شما مثلًا چه، اطاعت بايد باشد تا نظم پيدا بشود. «٣» ج- بى نظمى مانع انجام وظايف قانونى و اسلامى قواى مسلّح از ارتش و سپاه و ژاندارمرى و شهربانى تا كميتهها و بسيج و عشاير ويژگى خاصّى دارند اينان كه بازوان قوى و قدرتمند جمهورى اسلامى مىباشند ونگهبان سرحدّات و راهها و شهرها و روستاها و بالاخره نگهداران امنيّت و آرامشبخشان به ملّت مىباشند مىبايست مورد توجّه خاص ملّت و دولت و مجلس باشند. «٤» اگر چنانچه يك قواى مسلّحهاى بى انضباط باشد يعنى اگر چنانچه فرمانده حكم كرد، اجرا نكند، اگر چنانچه آن طبقه بالايى كه صاحب