انتظارات امام از سپاه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٥
جلويش را بگيرند. «١» اگر من يك خلافى كردم، همه تان هجوم آورديد كه چرا اين كار را مىكنى، من سرجايم مىنشينم. همهتان مسؤوليد، همه مان مسؤوليم، امروز مسؤوليت بزرگ است براى ما، ما نصف راه هستيم و من خوف اين را دارم كه قضيه ما قضيه هيتلر بشود. «٢» اگر يكى تان يك كارى بكند، ديگرى ساكت باشد او هم مسؤول است. اگر يك خلاف كرد همه بايد برويد دنبالش كه آقاچرا؟ لازم نيست كه كتك كارى بكنيد، مؤاخذه كنيد، اگر يك نفر خلاف كرد، بيست نفر ازشما رفت گفت نكن اين كار صحيح نيست، تحت تأثير واقع مىشود. «٣» سزاوار است كه آمر به معروف وناهى از منكر، در امر ونهى ومراتب انكارش مانند پزشك معالج مهربان و پدر باشفقت كه مراعات مصلحت مرتكب را مىنمايد، باشد. و انكارش لطف و رحمت براى او خصوصاً، و براى امّت عموماً باشد، و قصدش را فقط براى خداى متعال و رضايت او قرار دهد، و اين كارش را از آلودگيهاى هواهاى نفسانى و اظهار بزرگى، خالص نمايد، ونفس خودش را منزّه نداند وبراى آن بزرگى يا برترى بر مرتكب نبيند. كه چه بسا براى شخص مرتكب گناه ولو گناهان كبيره باشد، صفات خوب نفسانى باشد كه مورد رضايت خدا مىباشند. و خداوند متعال او را بخاطر اين صفات دوست دارد، اگر چه كار (گناه) او مورد بغض خداوند مىباشد؛ و چه بسا آمر وناهى عكس او باشد اگر چه بر