انتظارات امام از سپاه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٩
به اين شغل بسيار شريف و لباس بسيار مبارك در آمديد، قدرش را بدانيد، اگر الآن يك خلافى بكنيد، گردن شما نيست، مىگذارند گردن جمهورى اسلامى، مىگويند جمهورى اسلامى هم همين است، آن وقت سازمان امنيّت به ما ظلم مىكرد و حالا پاسداران اسلامى، مكتب ما را، آن مكتب بزرگ ما را، دفن مىكند، اگر در اين نهضت مكتب ما شكست بخورد، دفن مىشود و ديگر كسى نمىتواند بيرونش بياورد. كارى بكنيد كه شكست نخوريد، كارى بكنيد كه مكتبتان شكست نخورد، شما به وظايف انسانى و اسلامى خودتان رفتار كنيد. «١» برادرهاى پاسدار من! اى عزيزان ما! مبادا از شما يك مطلبى صادر بشود كه قلمها برداشته شود ونوشته شود كه اسلام اين جورى هست. الآن اينهايى كه به اسم دادگاه اسلام و كميته اسلام- عرض مىكنم- پاسداران اسلام و روحانيون اسلام، الآن ديگر آنطور نيست كه مثل رژيم سابق باشد كه اگر شما يك كار مىكرديد به شما نسبت دهند. اگر من يك كارى مىكردم به من نسبت بدهند. الآن يك وضعى داريم كه اگر خداى نخواسته يك قدم كجى برداريم اين را به اسم اسلام تمام مىكنند. «٢» امروز خطاى ما خصوصاً خطاى قشر روحانى و قشر پاسدار، قشر پاسدارهاى اسلام، اينها پاى اسلام حساب مىشود. «٣» اگر خداى نخواسته از پاسدارهاى جنود اسلامى، پاسدارهاى جمهورى اسلامى يك اشتباه خطايى حاصل بشود، اين فرق دارد تا اينكه از يك آدم عادى حاصل بشود، براى اين كه اينها خودشان را معرّفى مىكنند كه ما جنود اسلام هستيم، ما پاسدار اسلام هستيم و همه توقّع از پاسدارهاى اسلام دارند كه روى خطّ اسلام مشق كنند، «٤» كارهايشان كارهاى اسلامى باشد. «٥»