انتظارات امام از سپاه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨
بايد خودمان ابتدا مرزمان همان مرز اسلام باشد، را همان، همان راه مستقيم اسلام باشد، تا اين ادّعاى ما پيش خدا قبول بشود ... كسى كه خودش بر خلاف اسلام عمل مى كند نمىتواندبگويد من نگهبان هستم، يك كسى كه خودش دزد است نمىتواند بگويد من نگهبان هستم، من پاسبان هستم. پاسبان وقتى دزد باشد، پاسبان نيست، دزد است. پاسدار خداى نخواسته اگر بر خلاف موازين اسلام باشد، پاسدار نيست، اين يك آدمى است كه بر خلاف اسلام است. «١» اگر شما پاسدارها كه قدرت، الآن دستتان است يك كارى بكنيد كه بر خلاف وظيفه پاسدارى است، شما پاسدار اسلام و انقلاب نيستيد؛ شما پاسدار هواى نفس خودتان هستيد، به هواى نفستان عمل مىكنيد، به الهام شيطان عمل مىكنيد. «٢» شما آقايان كه الآن پاسدار انقلاب هستيد. يعنى انقلاب اسلامى- همان طورى كه از انقلاب پاسدارى مىكنيد تكليف بالاتر اين است كه از اسلام پاسدارى بكنيد و آن به اين است كه از خودتان پاسدارى كنيد، از هواى نفسانى خودتان، از شهوات خودتان، از ميلهايى كه ميلهايى است كه در هر انسان هست و ميل شيطانى است، از اينها پاسدارى بكنيد. «٣» اسلام را امروز به دوش من و شما گذاشتهاند، كه اين را حفظش كنيم. مسؤوليتش به دست من و شماست. به دوش ملّت است، اين را حفظش كنيد، شما پاسداران، خدمت مىتوانيد بكنيد به اين نهضت، و خداى نخواسته مىتوانيد كارى بكنيد كه اسلام از دست برود. شما پاسدارها اگر پاسداريى واقعاً از اسلام مىكنيد، از مملكت اسلامى مىخواهيد بكنيد، توجّه كنيد به اينكه خودتان يك قدم خلاف بر نداريد.
اگر شمايى كه الآن پاسدار اسلاميد، از شما يك خلاف ببينند مىگويند اسلام اين طورى است، چنانچه اگر از روحانيون يك چيزى ببينند مىگويند اسلام اين است. بايد شماها وظايف پاسدارى از اسلام، پاسدارى از جمهورى اسلامى، پاسدارى از مملكت اسلام، شمايى كه الآن