انتظارات امام از سپاه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣
گروگانها، ايران را قبضه كنند و خداى تبارك و تعالى شنها و بادها را فرستاد و آنها را شكست داد. «١» مردمى بودن اسلام سردارهايش هم توى مردم هستند. پيغمبر اسلام صلى اللّه عليه و آله خوب، سردار همه بود، بزرگ همه بود، توى مردم بود، با مردم مىآمد مىنشست، توى مسجد مىنشست، مثل ساير مردم. حضرت امير سلام اللّه عليه، آن وقت كه حكومت، يك مملكتى بود كه چندين مقابل ايران بود. مصر بود، حجاز بود، عراق بود، ايران بود، سوريّه بود، عرض مىكنم حتّى يمن بود، همه اينها تحت سيطره او بود، مثل ساير مردم مىآمد با مردم مىنشست، معاشرت مىكرد، چى، براى اينكه از مردم نمىترسيد، ظلم نكرده بود به مردم تابترسد، خلافى نكرده بود تا از مردم بترسد، براى مردم بود، مردم او را حامى خودشان مىدانستند «٢» قواى مسلحّه در خدمت ملّت هستند، نه تحميل به ملّت، نه زورگويى به ملّت، دولت و اتباع دولت خدمتگزار به ملّت هستند، نه آقاى ملّت، خدمتگزارند اينها. «٣» هميشه به سپاه سفارش كنيد كه آنان خودشان را يك جنگنده خدمتگزار مردم بدانند، نه يك جنگنده غير خدمتگزار. «٤» ١- خوشرفتارى با مردم ديگر فضيه، فضيه رژيم طاغوت نيست كه سربازش با مردم دعوا بكند، سربازش برادر مردم است و براى مردم است، وقتى اين طور شد مردم هم با شما مى شوند، محبّت متقابل است، وقتى شما محبّت به مردم