انتظارات امام از سپاه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١
٢- نمونههايى از امدادهاى غيبى الف- ايجاد رعب در دل دشمنان اين چه بود كه اين ملّت ضعيف بدون تجهيز، بدون تدريب «١» نظامى را بر اين همه قدرتها غلبه داد؟ اين جز اين بود كه رعبى را كه خدا در دلهاى اين سران انداخت، ما را به رعب، به رعبى كه خدا در قلب اينها انداخت، پيروز كرد؟ اين جز همان است كه در صدر اسلام هم يك عده قليل را بر عدّههاى كثير پيروز كرد و همچو رعبى در قلبها انداخت كه نتوانستند مقاومت كنند. «٢» شما گمان مىكنيد كه اين رعبى كه خدا در دل اينها انداخته است، به واسطه تفنگ ماست؟ به واسطه قدرت ماست؟ اين يك رعبى است كه در صدر اسلام هم خداى تبارك و تعالى پيغمبر اسلام را با همين رعب كه به دل دشمنانش مىانداخت پيروزمىكرد و الّا آنها هم در مقابل دشمنانشان ساز وبرگى نداشتند. «٣» شما ببينيد چگونه لشكريان كفر با آن سلاحها و آن همه افراد ازتعداد اندك ما شكست مىخورند. اين همان نصر به واسطه رعب است كه خدا در دل دشمنان ما رعب ايجاد كرده است. «٤» ب- تأليف قلوب مؤمنين (اتّحاد)
ملّت ما الآن مىبينيد كه شما خيال مىكنيد مسأله عادى است كه يك ملت سرتاسرش يك مطلب را بگويد، اين مسأله عادى نيست، يك مسأله غيبى است، اين كه سرتاسر كشوريك وقتى آدم ببيند كه هر جا هر صدايى بلند مىشود، آن چيزى كه دربندرعباس واقع مىشود، درآخر آذربايجان هم واقع مىشود همان مطلب. كى مىتواند يك همچو كارى را انجام بدهد ...، شما يك كلمه مىگوييد، يك وقت مىبينيد سرتاسركشور همه باهم همصدا هستند. اين يك دست غيبى است همراه ما