ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٢٦ - شيعه و حديث و كتاب

يعمل به‌

) اين كتاب صحيح است و سزاوار است كه مورد عمل قرار گيرد[١].

داود بن قاسم جعفرى ميگويد كتاب عمل شبانه روزى كه يونس بن عبد الرحمن تأليف نموده بود بحضرت امام حسن عسگرى بردم حضرت كتاب را نگاه كرد و بهمه جاى آن رسيدگى نمود آنگاه فرمود اين دين من و دين همه پدران من است و همه آن چه در اين كتاب است حقّ است‌[٢].

و كتاب سليم بن قيس عامرى هلالى كه بدست ابان بن أبى عياش رسيد و او آن كتاب را در محضر امام زين العابدين قرائت كرد حضرت فرمود سليم درست نوشته است و اين حديثى است كه ما آن را ميشناسيم‌[٣].

نجاشى گفته است كه كتاب، عبيد اللَّه بن على حلبى بمحضر امام صادق عرضه شد حضرت پاره‌اى از آن را تصحيح فرمود و ضمنا كتاب را نيز پسنديد.[٤].

اين روايات نمونه‌اى بود از عنايتى كه رهبران الهى شيعه بتأليف و تصنيف حديث داشتند و در نتيجه همين توجّه عدّه كثيرى از شاگردان اين مكتب كتابهائى در حديث نوشتند كه چهار صد جلد از آن‌ها كه باصول اربعمائة خوانده مى‌شود و مورد اعتماد و استفاده علماء و دانشمندان متقدّم شيعه قرار گرفت.

سپس محدّثين عالى مقام شيعه موفّق شدند كه كتابهاى حديث پر ارزشى جمع آورى نموده و در دسترس عموم قرار دهند و از جمله شيخ المتقدّمين و رئيس المحدّثين ابى جعفر محمّد بن يعقوب كلينى متوفى ٣٢٨ و يا ٣٢٩ ه است كه كتاب بسيار نفيس و ارزنده كافى را تأليف فرمود و أبى جعفر محمّد بن على بن الحسين بن بابويه متوفى ٣٨١ كه كتاب من لا يحضره الفقيه را تأليف كرد و أبى جعفر محمّد بن حسن طوسى متوفى ٤٦٠ كه موفّق بتأليف دو كتاب تهذيب الاحكام و استبصار گرديد و اين كتاب‌ها بنام كتب اربعة سرآمد كتاب‌هاى حديث شيعه شد و آن اشتهارى را در نزد شيعه كسب نمود كه صحيح بخارى و مسلم در نزد عامه.

با اين تفاوت كه عامّه بطورى كه اشاره شد روايات صحيحين را در بست پذيرفته و حقّ هيچ گونه اعتراضى بخود در مورد آن روايات نميدهند.

ولى شيعه با كمال احترامى كه براى اين چهار كتاب قائل است بخود حق ميدهد كه همان‌


[١]: وسائل الشيعه كتاب القضاء.

[٢]: وسائل الشيعه كتاب القضاء.

[٣]: وسائل الشيعه كتاب القضاء.

[٤]: وسائل الشيعه كتاب القضاء.