ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٢١ - شيعه و حديث و كتاب

براى اينكه از عمران بن حطّان (متوفى ٨٤ ه) خارجى مذهب كه در باره عبد الرحمن بن ملجم و ضربتى كه بفرق مبارك على ٧ زد مديحه‌سرائى ميكند و ميگويد:

يا ضربة من تقىّ ما اراد بها

الا ليبلغ من ذى العرش رضوانا

انّى لا ذكره يوما فاحسبه‌

اوفى البريّة عند اللَّه ميزانا[١]

آرى بخارى از چنين كسى روايت ميكند ولى از ششمين امام خاندان رسالت و حضرت صادق جعفر بن محمد ٧ حتى يك روايت هم براى نمونه در كتابش نمى‌آورد و ذهبى در تاريخ اسلام ج ٦ و ٤٦ در ترجمه امام صادق ٧ ميگويد كه امام مالك متوفى (٢٧٩ ه) صاحب كتاب الموطأ تا حكومت بنى اميّة برپا بود از امام صادق روايتى نكرده است تا آنكه حكومت بنى اميّة منقرض گرديد و دولت بنى عباس روى كار آمد در ايام حكومت بنى عبّاس از امام صادق روايت كرده ولى نه ابتدائا بلكه پس از آنكه روايتى را از جمعى اراذل و اوباش نقل ميكرد آنگاه ميگفت جعفر بن محمّد نيز اين روايت را نقل كرده است.

اين بود مختصرى از مفصّل و مشتى از خروار راجع بصحاح عامّة حال اگر بخواهيم آثار و تبعات التزام بصحت همه احاديثى را كه در كتب صحاح نوشته شده است بيان كنيم مثنوى هفتاد من كاغذ شود و با وضع مقدمه سازگار نخواهد بود.

شيعه و حديث و كتاب‌

و اما شيعه در جمع و تدوين حديث و نقل راهى استوارتر و صحيحتر دارد اولا پيشوايان مذهب از روز نخست بعكس آنچه عامّة از روايات خود استنباط كرده‌اند شيعيان خود را تحريص و ترغيب بنوشتن و نگهدارى احاديث ميفرمودند و خودشان نيز عملا در مقام تعليم بودند گرچه بنا بقولى اوّلين كس در شيعه كه احاديث را جمع كرد و هر يك را بترتيب در باب مخصوص بخود نوشت ابو رافع‌[٢]


[١] مردى پرهيزكار ضربتى زد كه هيچ مقصودى از اين كار نداشت بجز اينكه برضا و خوشنودى خداوند صاحب عرش نائل گردد من هر روز كه بياد او مى‌افتم، بگمانم ميرسد:

كه بخاطر اين ضربتى كه زد ميزان عملش در پيشگاه خداوند از همه سنگين‌تر باشد.

[٢] ابو رافع غلام و آزادشده رسول خدا٦ بود و در نانش اختلاف هست و مشهور آن است كه ابراهيم بوده و بعضى گفته‌اند مسلم بوده ابتداء غلام عباس عموى پيغمبر بود عباس او را بپيغمبر بخشيد.