ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٢٣ - شيعه و حديث و كتاب
پذيرفته نيست و كسى كه بدون اجازه آقايان خود ولايت ديگرى را بپذيرد لعنت خدا و ملائكة و همه مردم بر او باد ...
و بقيه رواياتى كه از اين صحيفه در ابواب مختلف صحيح بخارى و مسلم نقل شده است مانند كتاب جزية و باب (اثم من عاهد ثمّ غدر و باب اثم من تبرّأ من مواليه و باب كراهة التعمق و التنازع و الغلوّ في الدين و در روايات ما نيز ائمه دين عليهم السّلام در موارد مختلف حكمى را از اين صحيفة و يا كتاب ديگرى از امير المؤمنين بلفظ (في كتاب على ٧) بيان فرمودهاند.
نجاشى در رجال خود ص ٢٧٩ ط ايران از عذافر صيرفى نقل ميكند كه با حكم بن عيينة خدمت امام باقر بوديم و حكم سؤالاتى از حضرت ميكرد و امام باقر در پاسخ گوئى او بىميل بود تا آنكه در موردى اختلاف كردند امام باقر (بفرزندش) فرمود پسرم برخيز و كتاب على را بيرون بياور پس كتاب خطكشىشده بزرگى را بيرون آورد و باز كرده و مشغول مطالعه آن شد تا آنكه مسأله مورد بحث را در آورد.
پس امام باقر فرمود: اينك خطّ على است و املاء رسول خدا ٦ و سلم و روى بحكم كرده و فرمود: يا ابا محمّد تو و سلمه و مقداد بهر سو كه ميخواهيد از راست و چپ برويد بخدا قسم دانش را نزد كسى اطمينان بخشتر از نزد آنانى كه جبرئيل بآنان فرود مىآمد نخواهيد يافت.
كلينى در كتاب الحجة كافى از بكر بن كرب صيرفي روايت ميكند كه گفت شنيدم امام صادق ٧ ميفرمود: در نزد ما چيزى هست كه با وجود آن نيازى بمردم نداريم و مردم بما بيازمنداند و همانا در نزد ما كتابى است كه املاء رسول خدا است و خطّ على ٧ صحيفهاى است كه هر حلال و حرام در آن ثبت است.
و از بعضى روايات استفاده مىشود كه امير المؤمنين كتاب ديگرى نيز بنام كتاب الفرائض داشته است چنانچه على بن ابراهيم از پدرش و او از ابن فضّال و محمّد بن عيسى و يونس نقل ميكند كه گفتهاند همگى ما كتاب (الفرائض) را كه از امير المؤمنين ٧ بود بنظر مبارك ابى الحسن امام رضا رسانديم و فرمود: صحيح است.[١] و نيز در روايات متعددى است كه پس از وفات رسول خدا حزن و اندوه فراوانى بر دل فاطمه
[١] وسائل الشيعة كتاب القضاء