نخلستان مَثَل - پوریزدی، رحمت - الصفحة ٤٢ - دارو و کشنده
همانطور که ظرفهای سفالین را با صداهایشان میآزمایند و سالم را از شکسته تشخیص میدهند انسان نیز با سخنش آزموده میشود و آنچه نزد اوست معلوم میگردد.[١]
معیار عاقل یا نادان بودن انسان، سخنان او است. نه به پُست و مقام و ثروت و ظاهر و خاندان او.
آنکس که بدم گفت، بدی سیرت اوست و آنکس که مرا گفت نکو خود نیکوست
حال متکلم از کلامش پیداست از کوزه همان برون تراود که در اوست[٢]
دارو و کشنده
امام علی ٧: الْكَلَامُ كَالدَّوَاءِ قَلِيلُهُ يَنْفَعُ وَ كَثِيرُهُ قَاتِل؛
سخن چون داروست، اندکش سود میبخشد و بسیارش کشنده است.[٣]
دارو را بهاندازه نیاز باید مصرف کرد؛ سخن هم باید بهاندازه نیاز باشد.
دارو را باید در وقت مناسب مصرف کرد؛ سخن را نیز باید در موقع و زمان مناسب مطرح نمود.
بعضی داروها تلخ و بعضی شیرین است؛ سخن نیز گاهی تلخ و گاهی شیرین است.
همانگونه که داروی تلخ را در لفاف یا لعاب شیرین قرارمی د هند (مانند کپسول )؛ سخن بهظاهر تلخ را (مانند سخن حق) باید در لفاف مطرح نمود و تا جان شخص پذیرای آن باشد.[٤]
[١]. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ح ۳۶۳.
[٢]. شیخ بهائی.
[٣]. همان، ح ۴۰۸۱.
[٤]. پندها در مقایسه معنوی تشابهها و تفاوتها، محمود اکبری، ص ٢٢٠.