درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٦
و صورتهاى مثالى عالم برزخ همه شئون نفسانى و ادراك آنست از قبيل معانى مرسله و معانى مضافة و ادراك صور صرفه و هم چنين ادراك صور مادّيه و كثرات وضعى و غير وضعى از نظر اينكه نفس مدرك همه آنها است و بوحدتها كلّ القوى و هر چه را كه در عالم طبع ادراك نمود، و صورت ذاتى آن شده محال است كه صورتهاى علمى و ادراكى خود را كه در برزخ با نيروى غيبىّ بر حسب آيه يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً در آن احضار شد، زوال نپذيرد و همين معناى تعلّقى نفس است در برزخ و با همين خاطرات و صورتهاى علمى پيوسته در اثر ارتباط با نفوس كليّه استفاده نموده و به سير وجودى و جوهرى خود ادامه ميدهد و به پرتو روح و جاذبيّت آن نسبت به بدن و تحوّلات آن اعضاء نيز از ارزاق غيبى و فيوضات معنويه سهم خود استفاده خواهند نمود و در آستانه قيامت همين رابطه روح با بدن تحكيم خواهد شد، در صورتى كه روح همه صورتهاى علمى كه واجد بوده به حضور ذاتى پيوسته واجد خواهد بود.
و معاد جسمانى و روحانى كه از جمله ضروريات اسلام است بر اساس نظام تعلّقى عالم قيامت و آخرت است و منافات ندارد كه از لحاظ مقامات معنويّه و ارواح قدسيّه و ذوات طاهره كه فناء در هستى مطلق است پيوسته فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ باشند در عين حال نيز بصحنه خلد و عالم كثرات نيز تمايل و توجه نمايند خلد و ساكنان خلد نيز استضائه خواهند نمود.
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ و الصلاة الدائم على الصادع الامين و على اوصيائه الطاهرين و لعنة الله على اعدائهم اجمعين و السلام الدائم على ملك الموت.
(و الحمد اللَّه زنة عرشه)