درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤
آمده به صورت و هيئت همان بدن سابق دنيوى و به هيئت اعضاء درآمده يعنى رابطه ذاتى و جاذبه روح در عالم برزخ بار ديگر در آستانه قيامت تحكيم و تثبيت خواهد شد. و قول به اينكه در عالم برزخ روح رابطه خود را از بدن گسيخته و آن را به كنار افكنده و هيچ گونه رابطهاى و جاذبهاى روح با بدن خود نداشته اين نظر صحيح نيست. بلكه رابطه و جذبه ذاتى كه روح با بدن عنصرى در طول عالم برزخ باقى خواهد بود زيرا جذبه و نيروى جاذبه ذاتى است. و جزء عملى روح بوده پس روح در عالم برزخ تجرّد كامل از بدن و وجود مثالى آن ندارد. بلكه تعلّق تدبيرى و جاذبه ذاتى ميان روح و بدن خود برقرار است. همين تعلّق ذاتى و جاذبه در عالم قيامت تجديد و تحكيم خواهد شد. يعنى روح در اثر جاذبه ذاتى با بدن نورانى قيامتى خود وارد عالم محشر و قيامت خواهد شد.
اين لازم حركت جوهرى و جاذبه ذاتى روح در عالم برزخ به حركت طبيعى خاك بدن عنصرى خواهد بود. و هر دو روح و بدن مانند فرسى رهان به مقصد خواهند رسيد. پس قول به اينكه روح مجرّد كامل از هر گونه علاقه در عالم قيامت بار ديگر تنزّل نمايد و كمال وجودى خود را رها نمايد و به بدن عنصرى ظلمانى تعلّق بيابد اين خلاف حركت جوهرى و سير تكاملى و باطل است.
اين قول صحيح نيست زيرا گفته شد كه روح در عالم برزخ علاقه تدبيرى طبيعى آن نسبت به بدن فقط زائل شده و به كنارى افكنده شده ولى رابطه تدبيرى ذاتى بدن و جاذبه معنوى كه جزء عملى روح است باقى خواهد بود. همچنان كه رابطه روح با بدن مثالى و وجودات مثالى آن باقى خواهد بود. پس روح در عالم برزخ وجود آن تعلّقى است يعنى تعلّق به بدن مثالى دارد همچنين به وجودات مثالى تعلّق خواهد داشت.
و صريح مفاد آيات قرآنى آن است كه وجودات مثالى در عالم آخرت به صورت تجسّم عمل و حقيقت خارجى ظهور مىنمايد و نيز حركت جوهرى روح نيز تعلّق به بدن مثالى آن به صورت حقيقت خارجى و بدن مادى نورانى درآيد. كه بدين طريق از نعمتهاى زياده بر تصوّر كه حقّ سبحانه در عالم بهشت آماده فرموده از