درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢
نتيجه:
آن است كه روح در عالم برزخ رابطه تدبيرى با بدن خود خواهد داشت و همچنان كه روح در اثر ارتزاق معنوى و ارتباط با نفوس كلّيّه الهيّه بهرهمند است به تبع روح نيز بدن عنصرىّ و يا خاك بدن نيز بهره معنوى خواهد داشت همچنان كه ابدان طاهره اولياء در اثر احاطه و قوّت روح از تغيير طبيعى و فساد بدن ايمن خواهد بود.
اين در اثر تدبير معنوى روح است نسبت به بدن جسمانى پس در عالم برزخ روح با بدن مادّى خود به هر صورت و هيئت كه باشد رابطه تدبيرى خواهد داشت. و همين رابطه تدبيرى ذاتى كه روح نسبت به قوّه عمل و بدن خود دارد دائم و هميشگى خواهد بود و به پرتو روح نيز بهرهمند خواهد بود. و به همان طريق كه روح رو به تكامل و حركت جوهرى و وجودى نموده روح بدن خود را نيز تدبير مىنمايد و به همان طريق كه خود رهسپار است. بدن مادّى به هر صورت كه باشد گرچه به صورت خاك درآمده آن را در اثر نيروى جاذبه خود بدن مادّى خود را نيز بدان سو جذب مىنمايد و آن را به سوى كمال مىكشاند. و در پايان عالم برزخ همچنان كه روح مراحلى از كمال را در اثر ارتزاق معنوىّ نايل شده و تكامل يافته به همين قياس روح بدن خود را كه به هر صورت باشد به سوى كمال متناسب جذب و جلب خواهد نمود.
«معاد جسمانى و روحانى» و در اثر اين جاذبه ذاتى و ناگسستنى بدن نيز در آستانه قيامت به كمال متناسب خود خواهد رسيد و نظر به اينكه روح در عالم برزخ رابطه تدبيرى و جذبه ذاتى با بدن مادّى خود دارد و نمىشود روح جزء عامل و بدن عنصرى و قوّه عمل خود را رها نماند و معطّل در معرض جريانات طبيعت واگذارد. همچنين اين گونه رابطه و جاذبه در مورد ارواح طاهره اولياء با ابدان مقدّسه آنان بديهى و حتمى است.