درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣

در نتيجه اينكه عالم قيامت عبارت از تحكيم رابطه تدبيرى و جذبه روح است نسبت به بدن خود كه از صورت خاكى به هيئت بدن مادّى نورانى كامل و مستكفى خواهد درآمد در حقيقت همان علاقه تدبيرى و جذبه ذاتى كه در دوره ممتدّ عالم برزخ روح با بدن مادّى و يا خاك آن داشته همين علاقه تدبيرى و جذبه ذاتى بار ديگر در آستانه قيامت تجديد خواهد شد. يعنى روح با بدن نورانى كه مثل و به هيئت بدن عنصرى دنيوى او بوده متّحد شده و به عرصه قيامت قدم خواهد نهاد.

پس قول به اينكه در آستانه عالم قيامت كه روح سير تكاملى و تجرّد حقيقى خود را پيموده يعنى رابطه آن با بدن مثالى و وجودات مثالى پايان يافته و تعلّق روح به بدن مثالى و صورتهاى مثالى او پايان يافته. بالاخره تجرّد كامل يافته بدين لحاظ محال است روح مجرد كه بار ديگر به طور قهقرى تجرد كامل خود را رها نماند و به سوى ماده و بدن عنصرى تمايل كند. و از نظر اينكه ضدّ حركت جوهرى است تمايل روح به بدن محال است. بلكه در آستانه قيامت روح تعلّق به بدن مثالى و صورتهاى مثالى خود را رها خواهد نمود و به عالم تجرّد كامل از هر گونه تعلّق به وجودات مثالى و تعلّق به بدن مثالى آن نيز پايان يافته و از هر لحاظ روح تجرّد كامل يافته. اين قول كه مستلزم آن است كه عالم آخرت، عالم تجرّد روح از هر گونه علاقه چه مادّيّت و چه لوازم مثالى و صورتهاى مثالى مجرد باشد. اين نظر يعنى عالم آخرت نظام مجرد كامل روح از هر گونه علائق برّى باشد اين نظر بر خلاف ظواهر آيات قرآنى است. بلكه عالم آخرت عبارت از تجديد و تحكيم رابطه روح در عالم برزخ با بدن مادى خود داشته و جزء عامل بوده و با آن وحدت داشته و متّحد بوده، اين رابطه و جذبه تدبيرى روح نسبت به بدن غير قابل زوال است. و در عالم قيامت همان رابطه تدبيرى روح با بدن تجديد و تحكيم خواهد شد.

و به مشيت حقّ سبحانه و تعالى خاك بدن هر فردى از بشر از اقطار عالم گرد