درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١

[خاتمه كتاب‌]

معاد جسمانى و روحانى‌

مؤلف- حاج سيد محمد الحسينى الهمدانى صفر ١٤١٣ ه- ق.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

بعد الحمد و الصلاة، روح هنگام كه بر آستانه مرگ درآيد بدن عنصرى و مادى خود را رها مى‌كند لا محاله روح استقلال خواهد يافت يعنى مجرد از جنبه ماديّت و بدن عنصرى شده و به زندگى برزخى و مثالى وارد خواهد شد، يعنى با بدن مثالى همه ذات و ذاتيات به افعال و حركات و عقيده و فضيلت اخلاقى و يا رذيلت اخلاقى داشته در عالم برزخ به ظهور مثالى ميرسد و روح در اثر علاقه تدبيرى طبيعى ذاتى كه نسبت به بدن عنصرى خود در عالم دنيا داشته بلكه نفس انسانى با بدن عنصرى وحدت و اتّحاد داشته و همين رابطه تدبيرى ذاتى باقى خواهد بود. و قابل فنا و زوال نخواهد بود، زيرا رابطه ذاتى كه به منزله جز عمل و قوّه عامله براى نفس بوده و قائم به وجود نفس است لازم اين گونه رابطه تدبيرى ذاتى نسبت به بدن در عالم برزخ لا محالة رابطه تدبير طبيعى فقط گسيخته خواهد شد. ولى رابطه تدبيرى ذاتى روح در برزخ با بدن مادى و خاك آن باقى خواهد ماند. زيرا بدن قوّه عامل و جزء عملى نفس بوده است و به مرگ رابطه تدبير طبيعى آن فقط از بدن جدا شده ولى رابطه تدبير ذاتى آن نسبت به بدن باقى خواهد ماند. زيرا غير قابل زوال است. همچنان كه در قبر روح، بدن مادى خود را به طور تمثّل مى‌بيند و مى‌فهمد و هر چه بر بدن مادّى او وارد شود از واردات گوارا و ملايم و يا عقوبت، روح مى‌فهمد. و از واردات متنعّم و يا معذّب خواهد بود.