ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦
روش من در ترجمه و شرح كتاب روضه
مرا در توان بود كه بينديشم و هر حديثى را در سلك داستانى كشم و عبارتى در معناى آن بپرورم تا جملههائى نغز بر آرم و گفتههائى پر مغز، ولى حديث را از مجراى خود بدر نتوان برد و در نقل آن بمعنا راه داستانسرائى نتوان سپرد من بسيار كوشيدم تا گوهر معانى اخبار را با عبارتى هر چه سادهتر بپارسى زبانان تقديم دارم و دامن دوستان خاندان پيمبر را كه در كنار قرآنند از گلهاى رنگارنگ و خوشبوى اين گلستان آل محمّد پر كنم.
|
تا توانى ز اين گلستان گل بچين |
بهر دانش رفت بايد تا بچين |
|
|
ميوه شيرين و حكمتهاى نغز |
اندرين باغ است پر معنا و مغز |
|
تا كنون اين گلستان آل محمّد در پس ديوار بلندى از عربيت نهان بود و دست بسيارى از جويندگان پارسى زبان از آن كوتاه، فرصت نيكى بدست آمد و اين ديوار بلند از ميان برداشته شد و گرههاى پيچيده آن گشوده گرديد و بمانند آب روان كه از سر چشمه زلال خاندان پاك محمّد صلّى اللَّه عليه و اله و سلم جوشد در دسترس لب تشنگان وادى معرفت و جويندگان حقائق حكمت گذاشته شد اميد است اين خدمت پذيرفته گردد و مورد توجه طالبان حقيقت باشد.
روضه از چه زمانى نام كتاب شده است
آنچه گذشت تحليل و تجزيه بود از واژه روضه نظر بمتن لغت و اكنون بجا است كه توجه شود اين لفظ از دير زمانى نام مجموعههاى علمى و تاليفى گرديده است و بيشتر مؤلفين در دوران متاخر از كلينى ره از وى پيروى كرده و اين نام را بمناسبت يا بىمناسبت براى مؤلف خود نهادهاند