ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥ - مقدمه جلد دوم شرح و ترجمه روضه كافى
وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فِي رَوْضاتِ الْجَنَّاتِ آن كسانى كه ايمان آوردند و كار شايسته كردند در باغهاى بهشتند، و نفرمود كه روزى ببهشت خواهند رفت.
بدين مناسبت مرحوم كلينى اخبارى متفرقه كه برخى از آنها گلبنى است در فهم حقائق و تحصيل معرفت و بعضى چون سروى است در بيان حسن سيرت، جملهاى ديگر داستانهاى شيرين و درست و عبرت انگيز است و در اين ميان اخبارى مژده بخش و فرح خيز، در حديثى كشف رازى شده است و در جاى ديگر با برهان بر حقيقت هم آواز گرديده است، چون مرغ روح در چمن زار معارف و احاديث آن پر زند از گلبنى بگلبن ديگرش گذر افتد و از شاخى بشاخ ديگر پرد و از اينجا و آنجا بهره برد.
مشتها مرواريد سخن را در اينجا درفشانده و انواع گلهاى رنگارنگ معرفت را در كنار يك ديگر در نشانده هنوزت اين حديث خسته نكرده كه حديث دلنشين دگرت آورده و نشاط تو را تازه كرده است و چونان كه بلبلان در گلستان خسته نشوند از سر هر شاخه گل با اشتياق فراوان بشاخ ديگر پرند و نغمه شادى سر دهند مطالعهكنندگان اين كتاب هم درك ملالت نكنند، و بايستى بحق اين مجموعه نفيس را گلستان آل محمد ناميد و از نظر اسلام و مذهب بدان باليد سزا است كه در وصف اين گلستان آل محمّد گفته شود.
از گلستان من ببر ورقى، و هم در باره آن بحقيقت صدق كند كه.
|
گل همين پنج روز و شش باشد |
وين گلستان هميشه خوش باشد |
|
گلستان سعدى كه اين همه آوازه دارد و تا هنوز نگارشى باندازه و تازه، چند داستان است كه بر سر هر زبانست در باره روش پادشاهان يا اخلاق درويشان و فضل قناعت و فوائد خاموشى و در باره عشق و جوانى و ضعف پيرى و هم در اثر پرورش و تربيت و آداب صحبت كه اگرش با اين گلستان آل محمّد اندازه كنى قطره ايست در برابر دريا و كفى در برابر يك پهناور صحرا از هزار باز هم نتوان گفت كه يك است و از بسيار اندك، آن نثريست محكم و شيرين و نظمى پخته و نمكين بهمين مناسبت تا كنونش سخنوران را دربند است و دل پارسىخوانان و اديبان در كمند.