به نام خدا - پوریزدی، رحمت - الصفحة ٦٢ - عَدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد
عَدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد
( خدا شری بدهد که خیر ما در آن باشد)
ممکن است نتیجه ی بسیاری از توطئه ها و بدخواهی ها، منجر به امر خیر یا نتیجه مثبت شود. عَدو؛ دشمن.
مردی پارسا به بازار شهر رفت و گاوی خرید و به سوی خانه اش بازگشت. گاو، درشت و چالاک بود. برای همین در میان راه، دزدی هوس کرد که آن را بدزدد... از این رو سایه به سایه مرد پارسا به راه افتاد. هنوز مدتی نگذشته بود که دزد یک نفر را دید که شانه به شانه او می آید.
از این که ناگهان او را دید، تعجب کرد و پرسید: تو کی هستی؟ کنار من چه می کنی؟ آن فرد گفت: «من دیو هستم، خودم را به صورت آدم درآورده ام تا هرجا که شد این مرد پارسا را بکشم. تو برای چه به دنبال این مرد می روی؟ دزد گفت: کار من دزدی است. گاو این مرد، چشم مرا گرفته و تا صاحب آن گاو نشوم، آرام نمی گیرم!
دیو گفت: پس هر دو با این مرد پارسا کار داریم؛ ولی یکی برای کشتن او و یکی برای بردن گاو او! دزد گفت: پس هر دو تا رسیدن به آنچه که می خواهیم، دوست و همراهیم! مرد پارسا می رفت و دزد و دیو به دنبال او نیز می رفتند تا به خانه اش رسیدند. وقتی به آن جا رسیدند، شب شده بود. مرد پارسا، گاو را به طویله برد. آب و علفی برایش گذاشت و به اتاق رفت تا بخوابد. در این وقت، دیو و دزد داخل خانه شدند؛ ولی پیش از آن که کارشان را شروع کنند؛ دزد با خود گفت: اگر