غافلان نيمروز و قصه نادانى و زورگويى - صاحب زمانى، عبدالرحيم - الصفحة ٤٠ - ١٠ - كتاب كلام نور

درباره ان از قديم وجود دارد و يك بحث كاملا علمى است و اگر در هر موضوع مختلف فيه علمى كتابها را تلف كنيم بايد تمام كتابهاى فقهى و كلامى و سياسى و علمى را تلف كنيم واى بر افرادى كه بيست قرن بعد از وقت خود بدنيا آمده‌اند.

اين دسته اقلا حديث مشهور را نشنيده‌اند كه در مسايل اختلافى براى مصيب دو اجر است و براى مخطى يك اجر.

سوم اينكه قبولى صالحات مشروط به محبت اهل بيت حضرت رسولخدا (ص) باشد و از روى لجبازى احاديث وارده را جعلى و موضوع دانسته‌اند آفرين بر فكر اينان ما در اين‌جا چند حديث مختصر را كه دانشمندان محترم اهل سنت نقل كرده‌اند براى بطلان انكار اين غافلان نقل مى كنيم:

١- مسلم در صحيح خود از حضرت على نقل ميكند قسم بكسى كه دانه را شكافت و نفوس را آفريد كه عهد بنى أمى به سوى من است كه دوست نمى‌دارد مرا مگر مومنى و بغض نمى‌ورزد با من مگر منافقى.