غافلان نيمروز و قصه نادانى و زورگويى - صاحب زمانى، عبدالرحيم - الصفحة ٣١ - ٤ و ٥ - كتاب تاريخ اسلام و ترجمه الغدير

مورد ابو سفيان و خاندان اموى كه در صفحه ٣٦ كتاب اين غافلان از آنان دفاع كرده‌اند اينجا نقل مى‌كنم:

مسلم در صحيح خود (ج ١٦/ ٦٣) با شرح نو وى بسند خود از عائذ بن عمرو نقل ميكند كه ابو سفيان با چند نفر بر سلمان و صهيب و بلال گذشت يا نزد آنان آمدند (اين سه تن) گفتند بخدا سوگند شمشيرهاى خداوند بر گردن دشمن خدا نخورده! ابو بكر گفت ايا چنين حرفى را به شيخ و سيد قريش مى‌گوييد؟! (خليفه) خدمت انحضرت رسيده و موضوع را باو عرض كرد.

آنحضرت فرمود اى ابى بكر شايد ان سه نفر را (بانكار خود بر آنان) بغضب آورده باشى؟ و اگر تو آنان را بغضب آورده باشى پروردگار خود را بغضب آورده‌اى ابو بكر نزد آنان (سلمان و صهيب و بلال) برگشت و به آنان گفت برادران شما را به غضب آوردم،؟ آنان گفتند نه، خداوند ترا بيامرزد اى برادر.

مى‌بينيد انحضرت قول ان سه نفر را ضمنا تاييد فرمود و بحضرت ابى بكر فرمود غضب انان غضب خداوند است.