غافلان نيمروز و قصه نادانى و زورگويى - صاحب زمانى، عبدالرحيم - الصفحة ٢٧ - قابل توجه دانشمندان محترم اهل سنت

و ثانيا حيثيت علماى دينى را به اين وحشى‌گرى خود شديدا ضربه زدند و انان را متهم كردند كه لابد همه علما چنين كار هاى زشتى را انجام ميدهند

و ثالثا به چند ميليون شيعه در انداختن كتاب كافى و نهج البلاغه به دريا، توهين كردند، بلكه در مورد كتاب نهج البلاغه بجهان اسلام بى‌ادبى نمودند.

و رابعا در مقابل عكس العمل مطبوعات و فرهنگى‌هاى مركز بجاى عذرخواهى با نادانى و كم‌فكرى به داشتن كتابى كه دلايل انان عذر بدتر از گناه بود پرداختند و جمعى از دشمنان ملت و مفرقين بين امت مسلمه در طبع و تكثير و توزيع آن كتاب پرداختند كه من از پيامد اين كتاب- اگر جواب داده نشود- ترسيدم زيرا اين كتاب دو پيامد داشت‌

اول تضعيف اخوت اسلامى و ايجاد عداوت و بدبينى بين برادران شيعه و سنى. إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ ... و مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ‌.