ديوان امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢ - ^ ديباچه
آن اشاره به معنيى است از معانى حقايق، تا هم اهل معنى از آن حقايق محظوظ گردند، و هم اهل صورت از صورت مجازى آن بىبهره نمانند.
عرفاى كامل حقايق را با ذوق و شهود دريافتند، و از براى آنچه به مشاهده آن نايل گرديدند تعابير و اصطلاحاتى وضع كردند و براى آن يافتهها و واردات عباراتى ساختند، تا بدان وسيله مستعدان را به فهم آن حقايق و اسرار راهبر شوند. شمس مغربى گويد:
| اگر بينى در اين ديوان اشعار | خرابات و خراباتى و خمّار | |
| بت و زنّار و تسبيح و چليپا | مغ و ترسا و گبر و دير و مينا | |
| شراب و شاهد و شمع و شبستان | خروش بربط و آواز مستان | |
| مى و ميخانه و رند خرابات | حريف و ساقى و مرد مناجات | |
| نواى ارغنون و ناله نى | صبوح و مجلس و جام پياپى | |
| خط و خال و قد و بالا و ابرو | عَذار و عارض و رخسار و گيسو | |
| مشو زنهار از آن گفتار در تاب | برو مقصود از آن گفتار درياب | |
| مپيچ اندر سر و پاى عبارت | اگر بينى ز ارباب اشارت | |
| نظر را نغز كن تا نغز بينى | گذر از پوست كن تا مغز بينى | |