احیای تفکر اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٨ - فلسفه زهد در تفکر اسلامی
به دست میآید، و آن فقرهایی که نه از ناحیه تنبلی بلکه به واسطه شرایط نامساعد به وجود آوردن ایجاد میشود، نباید وجود داشته باشد. علی علیه السلام فرمود:
لَوْلا حُضورُ الْحاضِرِ وَ قِیامُ الْحُجَّةِ بِوُجودِ النّاصِرِ وَ ما اخَذَ اللَّهُ عَلَی الْعُلَماءِ انْ لایقارّوا عَلی کظَّةِ ظالِمٍ وَ لا سَغَبِ مَظْلومٍ لَألْقَیتُ حَبْلَها عَلی غارِبِها وَ لَسَقَیتُ اخِرَها بِکأْسِ اوَّلِها [١].
درباره خلافت بحث میکند که چطور شد خلافت را بعد از عثمان پذیرفتم در صورتی که در چنین شرایطی بعد از اینکه چنین وضعی برای خلافت پیش آمده بود یک موی بدنم راضی نبود که چنین مسئولیتی را بپذیرم؛ و لهذا وقتی به او برای قبول خلافت مراجعه کردند فرمود: دَعونی وَ الْتَمِسوا غَیری فَانّا مُسْتَقْبِلونَ امْراً لَهُ وُجوهٌ وَ الْوانٌ [٢] مرا رها کنید همانطور که اول رها کردید. بروید به کس دیگری پیشنهاد کنید. شما نمیدانید که ما روبروی چه حوادثی هستیم، چه حوادث رنگارنگی در آینده هست. همه را علی علیه السلام پیشبینی میکرد و لهذا طبعاً راضی نبود که چنین مسئولیتی را بپذیرد، ولی فرمود این وظیفه است و باید بپذیرد. چه وظیفهای؟ یکی این بود: خدا از دانایان امّت اسلام پیمان گرفته است، خدا برای علمای اسلام وظیفه قرار داده است، چه وظیفهای؟! یک وظیفه عالم اسلامی این است که وقتی با جامعهای روبرو میشود که در آن یک عده پُر میخورند و آنقدر میخورند که از پرخوری ثقل میکنند و دیگری آنقدر گیرش نمیآید که شکمش را سیر کند، در چنین شرایطی بر او واجب
[١]. نهجالبلاغه فیضالاسلام، خطبه ٣ (معروف به خطبه شقشقیه)، صفحه ٥٢.
[٢]. نهجالبلاغه فیضالاسلام، خطبه ٩١، صفحه ٢٧١.