احیای تفکر اسلامی ط-صدرا
(١)
اقبال و احیای فکر دینی
٩ ص
(٢)
روح اسلامی در مسلمین مرده است
١٨ ص
(٣)
منطق ماشین دودی
٢٢ ص
(٤)
همبستگی، یکی از علائم حیات
٢٣ ص
(٥)
تفکر دیروز و امروز مسلمین درباره
٣٣ ص
(٦)
میزان تأثیر عمل در سعادت انسان
٣٣ ص
(٧)
آسیب شناسی
٣٣ ص
(٨)
ریشه های آسیب دیدگی طرز تفکر اسلامی ما
٣٤ ص
(٩)
عمل، تکیه گاه تعلیم و تربیت اسلامی
٣٤ ص
(١٠)
نقش امویها در پیدایش این آسیب
٣٦ ص
(١١)
چرا فکر تحقیر عمل پیدا شد؟
٣٦ ص
(١٢)
ایمان چیست؟
٣٧ ص
(١٣)
شیعه و مرجئه گری
٣٧ ص
(١٤)
دو داستان
٤١ ص
(١٥)
فکر مسخ شده
٤٥ ص
(١٦)
مسئله بست
٤٦ ص
(١٧)
دو حدیث نبوی
٤٧ ص
(١٨)
تفکر زنده و تفکر مرده
٥١ ص
(١٩)
حیات بدن و حیات روح
٥١ ص
(٢٠)
فطرت یا هسته حیات انسانی
٥٢ ص
(٢١)
زندگی یعنی بینایی و توانایی
٥٤ ص
(٢٢)
خود زندگی غیر از شرایط زندگی است
٥٤ ص
(٢٣)
حس اعتماد به نفس
٥٥ ص
(٢٤)
توکل، مفهومی زنده کننده و حماسی
٥٨ ص
(٢٥)
توکلِ مسخ شده و وارونه
٥٨ ص
(٢٦)
زهد در اسلام
٥٩ ص
(٢٧)
زهد منفی
٥٩ ص
(٢٨)
مسئله ولایت از قِبَل جائر
٦١ ص
(٢٩)
زهد، قدرت روحی است نه ضعف اقتصادی
٦١ ص
(٣٠)
زاهدهای ما، هم ضعف اخلاقی دارند و هم ضعف اقتصادی
٦٢ ص
(٣١)
علی علیه السلام و کارهای تولیدی
٦٣ ص
(٣٢)
تفکر اسلامی درباره زهد و ترک دنیا
٦٧ ص
(٣٣)
زهد و ترک دنیا
٦٨ ص
(٣٤)
آیا زهد یعنی بی رغبتی طبیعی؟
٦٩ ص
(٣٥)
دو نوع زهدی که مورد قبول اسلام نیست
٧٠ ص
(٣٦)
برداشت غلط دیگر از زهد
٧٤ ص
(٣٧)
مفهوم واقعی زهد
٧٧ ص
(٣٨)
هدفهای زهد اسلامی
٧٧ ص
(٣٩)
1 ایثار
٧٧ ص
(٤٠)
2 همدردی
٧٩ ص
(٤١)
حدیث علی علیه السلام در فلسفه زهد
٨٠ ص
(٤٢)
فلسفه زهد در تفکر اسلامی
٨٥ ص
(٤٣)
داستان امام صادق علیه السلام در خصوص همدردی
٨٩ ص
(٤٤)
3 آزادی و آزادگی
٩٠ ص
(٤٥)
شرایط ضروری طبیعی
٩٠ ص
(٤٦)
شرایطی که در اختیار انسان است
٩٠ ص
(٤٧)
عادت دلبستگی می
٩١ ص
(٤٨)
آورد و دلبستگی اسارت
٩١ ص
(٤٩)
آزادگان همواره می
٩١ ص
(٥٠)
خواهند ساده زندگی کنند
٩١ ص
(٥١)
فلسفه سبکبالی و سادگی در زندگی رهبران
٩٢ ص
(٥٢)
تعینات یا قید و بندها و اسارتها
٩٢ ص
(٥٣)
زهد گاندی
٩٥ ص
(٥٤)
4 هماهنگی با اقتضای زمان
٩٥ ص
(٥٥)
5 درک لذتهای معنوی
٩٨ ص
(٥٦)
زهد عارف از نظر بوعلی سینا
١٠٠ ص

احیای تفکر اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥ - عمل، تکیه گاه تعلیم و تربیت اسلامی

احیای تفکر اسلامی، صفحه:٣٥

میکند که هرچه هست عمل است. سرنوشت انسان را عمل او تشکیل میدهد. این یک طرز تفکر واقعبینانه و منطقی و منطبق با ناموس خلقت است. قرآن کریم راجع به عمل چقدر صحبت کرده و چقدر تعبیرات رسا و زیبایی در این زمینه دارد! مثلًا: وَ انْ لَیسَ لِلْانْسانِ الّا ما سَعی [١] برای بشر جز آنچه که کوشش کرده است نیست؛ یعنی سعادت بشر در گرو عمل اوست. فَمَنْ یعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیراً یرَهُ. وَ مَنْ یعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرّاً یرَهُ [٢] هرکسی به اندازه وزن یک ذره اگر کار خیر بکند آن کار خیر او از بین نخواهد رفت، به او خواهد رسید؛ و اگر به اندازه وزن یک ذره کار بد کند، از میان نخواهد رفت و به

او خواهد رسید. این تعلیم، یکی از بزرگترین تعلیمات برای حیات یک ملت است.

وقتی یک ملت فهمید که سرنوشتش به دست خودش است، سرنوشت او را عمل خودش تعیین میکند، آن وقت متوجه عمل و نیروی خودش میشود، متوجه اینکه هیچ چیز به درد من نمیخورد مگر عمل و نیروی من که صرف فعالیت و سعی میشود. این خودش عامل بزرگی است برای حیات.

شما اگر میبینید در صدر اسلام مسلمین آنقدر جنبش و جوشش داشتند، چون یکی از اصول افکارشان همین بود. آنها این تعلیم را که از سرچشمه گرفته بودند هنوز منحرف نکرده بودند. فکرشان این بود که هرچه من عمل و سعی میکنم و هرچه که میجنبم (البته عمل یک مسلمان اختصاص به عمل جوارح ندارد بلکه نیت و ایمان او هم باید صحیح باشد) فقط همین است که به درد من میخورد و جز این چیز دیگری نیست. این چقدر به انسان اعتماد به نفس میدهد، چقدر انسان را متکی به نیروی خودش میکند؟! از جمله تعلیمات اسلام که در همان


[١]. نجم/ ٣٩.

[٢]. زلزال/ ٧ و ٨.