احیای تفکر اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٧ - فلسفه زهد در تفکر اسلامی
زهد است.
یا آن تصور دیگر که خیال کنیم خداوند بخیل است از اینکه لذت دنیا را به همان کسی بدهد که لذت آخرت را میدهد و لذت آخرت را به همان کسی بدهد که لذت دنیا را میدهد، یعنی خیال کنیم که امکان ندارد انسان، هم در دنیا یک زندگی مرفه داشته باشد و هم در آخرت سعادتمند باشد و در نتیجه لذتهای دنیا را بر خودمان تحریم کنیم تا در آخرت به ما لذت بدهند. این یک تصور مرده است و کسی که چنین تصوری دارد به صورت یک موجود مرده در میآید.
اما آن کسی که رضای خدا را در چیز دیگری تشخیص میدهد، رضای خدا را در تراحم و تعاطف و خدمت به خلق تشخیص میدهد، رضای خدا را در این
تشخیص میدهد که: وَ یؤْثِرونَ عَلی انْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ [١]، از خود میکند و به دیگری میدهد، او به صورت یک موجود زنده در میآید وحیات عالیتری دارد.
چنین موجودی را باید گفت انسان زنده و بلکه زندهترین انسانها.
گفتیم فلسفه دیگر زهد، همدردی و همسطحی است. افراد بشر باید در زندگی مادی تا حدودی که ممکن است همسطح یکدیگر زندگی کنند. اختلافات طبقاتی که یکی «کشتی کشتی نعمت» داشته باشد و دیگری «دریا دریا محنت» درست نیست. البته نمیگویم همه افراد بشر باید در یک سطح زندگی کنند به طوری که آن که کار میکند و آن که کار نمیکند یک جور نعمت داشته باشند؛ نه، این حرف درست نیست. افراد بشر از نظر استعداد و ظرفیت و کار و ابتکار متفاوتند. زندگی میدان مسابقه است و هرکس که بیشتر فعالیت کند قهراً باید بهره بیشتر و بهتری داشته باشد، اما آن تمرکز ثروتهایی که از راه ظلم و تعدی و نه از راه کار و ابتکار و لیاقت
[١]
. حشر/ ٩.