هرمونوتيک منطق فهم دين - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ٢٩١ - ارزيابي و نقد
و نگرش انسان به پديده هاي طبيعي يا حوادث تاريخي ، يا آثار هنري و ادبي و غيره ، از موقعيت و شرايط خاصّ حاکم بر زندگي او تأثير خواهد پذيرفت . انسان در شرايطي که امنيت و عدالت بر جامعه حاکم است ، نسبت به افراد و نهادهاي سياسي نگرشي دارد که با نگرش او نسبت به افراد و نهادهاي سياسي در شرايطي که نا امني و بي عدالتي بر جامعه حاکم است ، متفاوت مي باشد . در احاديث اسلامي نيز وارد شده است که هر گاه خير و خوبي بر رفتار جامعه غالب باشد ، بايد به انسان ها با ديد مثبت و خوشبينانه نگريست ، و اگر رفتار غالب بر جامعه شر و بدي باشد ، عکس آن را بايد به کار گرفت . [١] اين سخن مرحوم مطهري که نگرش فقيه روستايي و شهري به مسايل متفاوت است ، [٢] نيز مبتني بر همين قاعده است .
نوع نگرش و تلقي ذهني انسان نسبت به فرد يا چيزي بر انتظار و توقع انسان نسبت به آن فرد يا آن چيز تأثير خواهد گذاشت ؛ چنان که برخورد انسان با فرد يا چيزي نيز تحت تأثير نوع نگرش و تلقي ذهني او از آن چيز قرار مي گيرد ؛ براي مثال ، نگرش انسان درباره ي فردي به عنوان يک فيلسوف در انتظار وي از او و نيز اتخاذ روش خاص در برخورد با او تأثير گذار است ، همين گونه است نگرش و تلقي ذهني انسان نسبت به يک شيء طبيعي مانند سنگ ، درخت ، حيوان و غيره . هر گاه سنگي را از جنس عقيق يا گوهري گران بها بشمارد ، در برخورد با آن به گونه اي عمل خواهد کرد ، و اگر آن را جسمي بي ارزش يا کم ارزش بداند ، برخورد ديگري خواهد داشت . اگر کتاب مقدس
[١] « اذا استولي الصلاح علي الزمان و أهله ، ثم أساء رجل الظن برجل لم تظهر منه حوبة ظلم ، و اذا استولي الفساد علي الزمان و أهله ، فأحسن رجل الظن برجل فقد غرَّ ؛ هر گاه بر روزگار و مردم آن ، صلاح غالب باشد و کسي نسبت به ديگري که از او خلافي سر نزده است . سوء ظن داشته باشد به او ستم کرده است . و اگر بر روزگار و مردم آن فساد غالب باشد و فردي نسبت به ديگري حسن ظن بورزد ، خود و او را فريب داده است . » نهج البلاغه ، حکمت ، ١١٤ .
[٢] اگر کسي فتواهاي فقها را با يکديگر مقايسه کند و به احوال شخصيه و طرز تفکر آن ها در مسايل زندگي توجه کند ، مي بيند که چگونه سوابق ذهني يک فقيه و اطلاعات خارجي او از دنياي خارج در فتواهايش تأثير داشته ، به طوري که فتواي عرب بوي عرب مي دهد و فتواي عجم بوي عجم ؛ فتواي دهاتي بوي دهاتي مي دهد و فتواي شهري بوي شهري . ( ده گفتار ، ص ١٢٢ ) .