ضرورت تحول در حوزه هاي علميه - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ١٣
ببينند . خودش تفقه در دين است . اين بالاترين تفقه در دين است . انسان مى تواند دين را بفهمد وقتى كه ميدانهاى نبرد را مى بيند . اين كار را طلبه ها بايد بكنند اما بعنوان يك كار مقطعى .
طلبه باشند و در ميدان جنگ هم شركت كنند . خيلى خوب , هر سالى يك مدتى را حوزه هاى علميه براى هر فردى از طلاب بگذارند كه بروند در جبهه شركت كنند , لباس رزم بپوشند , و تفنگ هم دست بگيرند . همان كارى كه ازشان برمى آيد و آن كارى كه ازشان توقع هست , آن كار را در حوزه ها انجام بدهند , برگردند سردرس و كارشان . كار طلبه درسى خواندن است و به درس بايستى حداكثر بهاء را بدهند .
در مورد برنامه هاى درسى هم همينطور . البته من طرفدار همين فكر هستم كه شيوه كار درسى , شيوه سنتى باشد . اين شيوه سنتى اگر چه از اول يك برنامه ريزى دقيق روى آن نشده , اما به تدريج يك حالت كارآئى پيدا كرده است . يعنى هيچ كتابى كار يك كتاب استدلالى مثلا مثل سيوطى , يا مغنى يا صمديه يا فرض كنيد كتابهاى مقدماتى نحو را نمى كند . لاكن طرفدار صرفه جوئى هر چه بيشتر در عمر و وقت طلاب هم هستم . مبادا در اين منزلهاى بين راه پاشل كنيد . چون ادبيات علم شيرينى است . اين سيوطى و مغنى و مطول ما در حوزه هاى درسى كه در مشهد بود كه مركز ادبيات در آنجا بود و هميشه ادباى بزرگ بودند و طلبه هاى مشهد معروف بودند از قديم به پرداختن به ادبيات . ديديم كه كسانى ده سال توى همين چند تا كتاب معطل ماندند . اين ديگر تضييع عمر است . امروز جايز نيست حتما ده سال . دو سه ساله بايد اينها را طى كرد و عبور كرد . و رسيد به مراحل اصلى , و البته بايد اينها را ياد گرفت .