آينده در قلمرو اسلام - سید قطب - الصفحة ١٢٦ - ضرورتى اجتناب ناپذير
نيك سيرت تبديل مى يابند ! هر كسى تا آخرين حد قدرت خود كار ميكند ولى فقط بميزان احتياج , پاداش ميطلبد , در آن اجتماع , ( ( حكومت ) ) وجود نخواهد داشت و مردم بدون آنكه كسى و حتى عقيده اى آنان را كنترل و مراقبت كند , خودبخود تا اين اندازه سربراه و خير خواهند
آنگاه ادعا ميكند كه بوجود آورنده ى اين وضع رؤيائى و اين بهشت موعود , همين انقلاب خرافى است , انقلابى كه بر اساس در هم كوبيدن عناصر ( ( بورژوازى ) ) [١ ] و سپردن كارها به طبقه ( ( پرولتاريا ) ) [٢ ] قرار دارد ! !
اين پيش بينى و نظريه علمى مكتب ( ( ماركسيسم ) ) نسبت به آينده است , نظريه علمى اين مكتب نسبت بگذشته و تاريخ نيز , از جهت خرافى بودن و دورى از واقعيت , كم از اين پيش بينى نيست , و اين هر دو نظريه همچنانكه گفتيم ,
[١] سرمايه دارى متكى بتوليد فردى
Proletariat [٢ ] نقطه مقابل بورژوا يعنى طبقه كارگر و توليد كنندگان دسته جمعى