نماز الهی وشیطانی - حسین انصاریان - الصفحة ٦ - نماز، سبب رساندن انسان به رحمت حق
به شرك بود؛ آلوده به نفاق بود؛ آلوده به ريا بود؛ در عمل آلوده به اغراض شهوانى و مالى بود، ديگر قلمى ندارد كه سيرت و صورت اين نماز را كامل بكند و قابل عرضه به پيشگاه من كند؛ يعنى يك غير نقاش آمده، نمازى را نقاشى كرده و به جاى اين كه نقشى زيبا بسازد، يك هيولا ساخته است؛ ديو كشيده است و اسمش را نماز گذاشته.
در مشهد يك نفر مىگفت؛ البته، با گريه هم مىگفت و چقدر هم من بدم مىآيد آن را نقل كنم: شبى در عالم رؤيا، جوانى را ديدم كه نسبتاً و نه به طور كامل، زيبا بود، امّا دو شاخ، مثل دو شاخ گاو، بر روى كلهاش بود. كه خيلى من را بهتزده كرد. اين همه زيبايى و طراوات، و اين تناسب اندام، چرا روى كله اين جوان، دو شاخ است؟ آخر، داشتن شاخ، متعلّق به انسان نيست، بلكه متعلّق به حيوانات شاخدار است. به او گفتم، حيف از آن زيبايى، و اين دو شاخ! جوان گفت: والله اين شاخها متعلّق به من نيست، متعلّق به تو است كه بر روى كله من گذاشتى. من نماز تو هستم و امشب در نماز