نماز الهی وشیطانی - حسین انصاریان - الصفحة ٧ - نماز، سبب رساندن انسان به رحمت حق
مغربت اين عيبها را داشتى، و آن عيبها، اين شاخى است كه با چشمت دارى مىبينى. فكر مىكنى خدا من را با اين دو شاخ چند بخرد؟ معلوم است، هيچى.
منى كه مىخواهم وارد نماز بشوم، با همه وجود دارم در نماز وارد مىشوم. بدن تنهايم كه وارد نماز نمىشود. البته، بدن هم خون هست؛ گوشت هست؛ پوست هست؛ قلب هست؛ نفس هست؛ روح هست و همه هم بايد رو به قبله باشد، نه اين كه بدنم رو به قبله باشد، جانم پشت به قبله؛ بدنم رو به خدا و دلم پشت به پروردگار. آمدم وارد نماز شدم، اما در درونم، حسد، كبر، غرور، بخل و ريا كه از همه حيوانات بدترند و با آب هيچ دريايى پاك نمىشوند، در من دارند موج مىزنند. بعد، من اين نماز را تحويل خدا مىدهم. در شكل اين نماز، حيوانات مختلفى هست. نفسِ نجس هست؛ مال حرامِ خورده شده در خونم هست، و همه اينها به عملم منتقل مىشود. اين عمل نمىتواند راه به سوى رحمت خدا باشد.