نماز الهی وشیطانی - حسین انصاریان - الصفحة ٢١ - نمازهاى نمونه عصر ما

نماز هستم. خودم چنين نمازى را نخوانده‌ام، ولى آن را ديدم. گفت نان گندم نخورديم، ولى دست مردم ديديم:

در شهر اسلامشهر كه قبلًا اسمش شاه‌پسند بود، در گوشه‌اى از آن نمازى از يك حمال ديدم كه يادم نمى‌رود؛ يعنى اين نماز را كاملًا حس كردم. به سلام نماز كه رسيد، با آن حالى كه حالا داشت، سلام مى‌داد و با چشمى كه غرق در اشك بود، و با آن قطع رابطه‌اى كه در نماز با دنيا داشت، به خدا قسم معلوم بود داشت مى‌گفت: «السلام عليك‌» «عليك»، خطاب ظاهر است؛ چون «عليك» كاف دارد و «عليه» نيست؛ يعنى نمازگزار! بايد پيغمبر را ببينى و به او سلام بگويى. سلام، سلام خطابى است. «السلام عليك»، يعنى اى كسى كه حاضر هستى و دارم تو را مى‌بينم، و انگار آن حمال داشت پيغمبر را مى‌ديد و يك جورى سلام مى‌داد.

با «السلام عليكم» هم انگار داشت به همه فرشتگان، ارواح صالحين و مؤمنان سلام مى‌گفت؛