راه نجات - حسین انصاریان - الصفحة ٦ - تبيين معناى عزيزالوجود بودن

درباره قرآن مى‌فرمايد اين قرآن براى ناس نازل شده: «أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقَانِ‌»[١]، ولى درسوره رعد مى‌فرمايد: «وَ مَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُوْلُوا الْأَلْبَابِ‌»[٢]: فقط خردمندان واقعى، آن‌هايى كه عقل را به كار مى‌گيرند، اين كتاب را باور كرده و بر اساس آن عمل مى‌نمايند. چنين افرادى كم هستند؛ عزيزالوجود هستند. ما در امّت‌هايى كه پيغمبرانى داشته‌اند، چهره‌هاى واقعى را در آن‌ها خيلى اندك مى‌بينيم؛ به طور مثال نوشته‌اند: طبق آيات قرآن، حضرت نوح (ع) نزديك به هزار سال مردم را هدايت كرد، ولى در نهايت، وقتى كه كشتى آماده شد و بنا شد كه طوفان جهان را بگيرد و حضرت نوح (ع) به مؤمنان واقعى امر فرمود كه سوار كشتى شوند، تنها هشتاد و سه نفر سوار كشتى شد؛ يعنى در طول اين هزار سال، تنها هشتاد و سه نفر او را باور كرده و مؤمن‌


[١] ٢. بقره: ١٨٥.

[٢] ٣. بقره: ٢٦٩.