نگاهی به مقام حضرت خدیجه - حسین انصاریان - الصفحة ٣٠

رسول‌خدا (ص) درآن قبرى كه براى حضرت خديجه (س) آماده كرده بودند، رفت و خوابيد و سپس بيرون آمد. بعد آن گوهر پاك را در آن جا به خاك سپرد و او با ملكوتيان هم‌نشين شد.

پيامبر (ص) كه به خانه رفت، پيوسته فاطمه خردسال به گرد پيامبر مى‌چرخيد و سراغ مادرش را مى‌گرفت، و رسول‌الله (ص) نمى‌دانست به او چه بگويد تا اين كه جبرئيل (ع) نازل شد و گفت: پروردگارت به تو دستور مى‌دهد كه بر فاطمه (س) سلام كنى و به او بگويى كه مادرت در ميان آسيه، زن فرعون، و مريم، دختر عمران، به سر مى‌برد، در خانه‌اى از تارهاى طلا و نقره كه چارچوب‌هايش، از طلا و ستون‌هايش، از ياقوت قرمز است. پس فاطمه (س) گفت: «انّ اللهَ هُوَ السَّلَامُ و مِنْهُ السَّلَامُ و الَيْهِ السَّلَامُ‌».[١]


[١] ١. تبريزى انصارى، اللمعه البيضاء، ص ٢٣.