نگاهی به مقام حضرت خدیجه - حسین انصاریان - الصفحة ١٤ - سرچشمه كوثر
حضرت خديجه به شام برود، رسولخدا (ص) بود كه در آن زمان حدود بيست و چهار سال داشت. كاروان تجارتى خديجه، از بركت قدم پيغمبر (ص)، تنها با رفتن به يك سفر شام، سود فراوانى كرد. با برگشتن اين كاروان، خديجه به غلامش ميسره گفت: از ماجراى رفتن و برگشتن كاروان چه خبر؟ او به خديجه كبرى (س) گزارش داد كه برخلاف هر بار، اين بار كسى در كاروان بود كه معدن ادب، فضيلت، پاكى، امانت، كرامت، صداقت، اصالت خرد و معرفت، درستى، وقار و آرامش بود. اين مجموعه را ميسره براى خديجه (س) گفت. اين فضايل، كرامات، درستىها، واسطه حضرت خديجه (س) شد براى ازدواج با اين شخصيت دوستداشتنى.[١] اين ازدواج تنها و براى محض تأمين غريزه جنسى انجام نگرفت. اگر پاى بدن در كار بود، همان وقت كه حضرت سيزده و چهارده ساله بود، ازدواج مىكرد، و هر كسى هم از او خواستگارى مىكرد، آن را قبول مىكرد و اين قدر منتظر نمىماند؛ امّا اين خانم آمد و حاضر شد با
[١] ١. الهدايه الكبرى، ص ٥١.