نگاهی به مقام امام زین العابدین - حسین انصاریان - الصفحة ٢٥
بگويم. تصنيف خواندن آنها به عربى همينطور داشت اوج مىگرفت؛ مىزدند و مىرقصيدند. آهسته آهسته هر چهار تاى آنها شكل كارشان را جورى كردند كه به ما بفهمانند كه به مسخره گرفته شدهايم. ايشان مىفرمود كه فلانى! هيچ راهى براى ما نمانده، جز اين كه بلند شوم و بساطم را باز كنم؛ صحيف سجادى كهن چاپ سنگىام را از توى بقچهام درآورم، و بگذارم بر روى همان صندلى قطار، و دعاى مربوط به توب حضرت زينالعابدين (ع) را باز كنم كه در آن، نالههايى حضرت (ع) به خدا مىكند و التماسى براى آمرزش به پروردگار دارد كه دل سنگ را آتش مىزد. اين دعا جورى تنظيم شده كه انگار