علی(ع) مصداق پاکی - حسین انصاریان - الصفحة ٢٢ - عمل اميرالمؤمنين (ع)

عبادت پدرم را نگاه مى كردم، ركوعش را، سجودش را، حالش را، بعد با صداى بلند شروع كردم گريه كردن. پدرم نمازش را كه سلام داد و فرمود: باقرم! چرا گريه مى كنى؟ گفتم: پدر از اين سنگينى عبادتت دلم سوخت، پدرم شروع كرد گريه كردن. به پدرم گفتم: من دلم براى شما سوخت گريه كردم، شما براى چه گريه مى كنى؟ فرمود: عزيز دلم! اگر زمان على (ع) بودى و عبادت على (ع) را مى ديدى چه ميگفتى!

يك شعر از يك سنى حنفى مسلك بخوانم، حنفى ها خيلى متعصب اند.

شير خدا شاه ولايت على‌

صيقلى شرك خفى و جلى‌

روز احد چون صف هيجا گرفت‌

تير مخالف به تنش جا گرفت‌

غنچه پيكان به گل او نهفت‌

صد گل محنت ز گل او شكفت‌