علی(ع) مصداق پاکی
(١)
سخن ناشر
١ ص
(٢)
خدا در ديدگاه على (ع)
٣ ص
(٣)
منفعت اين ديدگاه
٧ ص
(٤)
احكام حضرت حق
٨ ص
(٥)
انسان از ديدگاه على (ع)
٩ ص
(٦)
از گنهكار نااميد نباشيد
١٢ ص
(٧)
حرمت انسان
١٣ ص
(٨)
هدايت انسانها
١٤ ص
(٩)
ما چه كرده ايم؟
١٥ ص
(١٠)
محبت به شقى ترين مردم
١٦ ص
(١١)
سفارش به استاندار
١٩ ص
(١٢)
دنيا در ديدگاه على (ع)
١٩ ص
(١٣)
نيّت اميرالمؤمنين (ع)
٢٠ ص
(١٤)
عمل اميرالمؤمنين (ع)
٢١ ص
(١٥)
اخلاق اميرالمؤمنين (ع)
٢٤ ص
(١٦)
مصيبت جانكاه
٢٨ ص
علی(ع) مصداق پاکی - حسین انصاریان - الصفحة ٢٩
مگر بابا به ما نگفته بلند بلند گريه نكنيم؟ چرا خودش بلند بلند گريه ميكند؟ آمدند گفتند: بابا چى شده؟ فرمود: دستم به بازوى مادرتان رسيد، آنقدر با غلاف شمشير به بازوى مادرتان زدهاند ... بعد بدن را كفن كرد و صدا زد حسن جان! حسين جان! دخترانم! اين آخرين بارى است كه مادرتان را مى بينيد. بچه ها آمدند، دوتا دختر دو طرف بدن مادر سر گذاشتند، امام حسن (ع) صورت، روى صورت مادر، ابىعبدالله (ع) صورت، كف پاى مادر، حسين جان! براى شما سخت تر بود صورت روى پاى مادر يا براى خواهرت زينب (س) وقتى صورت روى گلوى بريده تو گذاشت.